دوره و شماره: دوره 12، شماره 44، تابستان 1404 
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

بازآرایی دولت رفاه در پرتو منطق بازارمحور: خوانشی نئولیبرالی از سیاست‌گذاری سلامت در ایران پس از جنگ(1400-1367)

صفحه 1-43

https://doi.org/10.22054/rjsw.2026.87298.833

علی اکبر تاج مزینانی، نگار سراج

چکیده با گسترش نئولیبرالیسم به‌عنوان گفتمان غالب در سیاست‌گذاری عمومی طی دهه‌های اخیر، نظام‌های سیاست گذاری سلامت نیز دستخوش تغییرات بنیادینی شده‌اند. این مقاله به بررسی روند پیش‌روی رویکردهای نئولیبرالی در سیاست‌گذاری نظام سلامت در ایران پس از جنگ می‌پردازد و تأثیر این تحولات را بر اصول عدالت اجتماعی، دسترسی به خدمات، کیفیت مراقبت و هزینه‌های سلامت تحلیل می‌کند. سیاست‌هایی نظیر خصوصی‌سازی، رقابتی‌سازی خدمات، کاهش مداخله دولت و افزایش نقش بازار، گرچه در برخی زمینه‌ها منجر به بهبود بهره‌وری و نوآوری در شرایط خاصی شده‌اند، اما پیامدهایی چون افزایش نابرابری، کاهش شمولیت خدمات و فشار اقتصادی بر اقشار آسیب‌پذیر را نیز به‌دنبال داشته‌اند. این پژوهش در چارچوب یک راهبرد روش‌شناختی توصیفی‌ـ‌تحلیلی با رویکرد کیفی و تفسیرگرایانه طراحی شده و بر مبنای پارادایم تفسیری-نقّادانه سامان یافته است. واحد تحلیل در این پژوهش، سندمحور و نظام‌محور است. داده‌های پژوهش از طریق روش تحلیل محتوای جهت‌دار و با بهره‌گیری از کدگذاری مفهومی با الهام از مفاهیم بنیادین نئولیبرالیسم استخراج شده ا ند. یافته های حاصل از پژوهش در قالب کدها و زیر طبقات تحت عناوین بازتعریف سلامت به مثابه کالای مصرفی در دستگاه ایدیولوژیک نئولیبرالی، تبدیل بدن انسان به میدان ارزش افزایی، تبدیل بیمارستان به بنگاه شبه کارآفرینانه، بازارمندسازی سلامت و منطق عملکرد محور دسته بندی شدند.

این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

اثربخشی مداخلات مددکاری اجتماعی با رویکرد روانی – اجتماعی بر رضایت زناشویی زوجین نابارور

صفحه 45-70

https://doi.org/10.22054/rjsw.2025.84931.808

فاطمه بیدی، حسین یحیی زاده پیر سرایی، منصور فتحی

چکیده رضایت زناشویی یکی از مولفه های اصلی سلامت خانواده، بیانگر کیفیت تعاملات عاطفی و ارتباطی میان زوجین بوده و نقش اساسی در ثبات زندگی زناشویی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخلات مددکاری اجتماعی با رویکرد روانی – اجتماعی بر ارتقا رضایت از روابط زناشویی در زوجین نابارور بوده است. این پژوهش از نوع تحقیقات شبه آزمایشی با پیش‌آزمون و پس‌آزمون و گروه مداخله و کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه زنان مراجعه کننده به بیمارستان مهدیه تهران که از بین آن‌ها 100 نفر زن نابارور و 100 نفر همسران این زنان افراد تکمیل‌کننده پرسشنامه کیفیت زندگی زناشویی بودند، 30 نفر از زوجین ناباروری که پایین ترین نمره رضایت زناشویی را طبق پرسشنامه داشتند، انتخاب و سپس به روش نمونه‌گیری تصادفی در دو گروه 15 نفری مداخله و کنترل قرار گرفتند. از پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی زناشویی گراهام بی اسپنیر (RDAS) برای سنجش قبل و بعد از مداخلات استفاده‌شده است. نتایج حاصل از اجرای تحلیل کوواریانس نشان از این بود که مداخلات مددکاری اجتماعی با رویکرد روانی-اجتماعی بر ارتقا رضایت زناشویی بین زوجین در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل معنادار است. نتایج این پژوهش در حوزه مددکاری اجتماعی ناباروری با تأکید بر مددکاری اجتماعی خانواده کاربردی است.

این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

"چالش‌ها و سازوکارهای مقابله‌ای مادران کودکان مبتلا به سرطان: یک مطالعه کیفی بر اساس تحلیل تماتیک"

صفحه 71-114

https://doi.org/10.22054/rjsw.2026.87712.837

فائقه نعمت ساعتلو، فاطمه جعفری، مرضیه آدینان

چکیده سرطان دوران کودکی به‌عنوان یک بیماری مزمن و پیچیده، نه‌تنها کودک مبتلا بلکه تمامی اعضای خانواده، به‌ویژه مادران را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. مادران در نقش مراقبان اصلی، با فشارهای روانی، هیجانی، اجتماعی و اقتصادی متعددی روبه‌رو هستند که کیفیت زندگی و سلامت روان آن‌ها را به‌شدت تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. این پژوهش با رویکرد کیفی و به‌کارگیری روش تحلیل تماتیک، به واکاوی تجربه زیسته مادران کودکان مبتلا به سرطان پرداخته است. داده‌ها از طریق ۱۲ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با استفاده از کدگذاری سه‌مرحله‌ای تحلیل شد. تحلیل داده‌ها منجر به استخراج شش تم اصلی شد: واکنش‌های اولیه روانی (نظیر ناباوری و شوک)، فرآیندهای هیجانی متضاد (امید و ناامیدی)، تجارب آسیب‌زا و فشارهای چندوجهی (مالی، جسمی، اجتماعی)، منابع معنوی و معنابخش (توکل، باورهای دینی)، تعامل با نظام درمانی و خدماتی، و شبکه‌های حمایت اجتماعی و عاطفی. مادران در مسیر مواجهه با بیماری، با اتکا به راهبردهایی همچون توکل، امید، حمایت اجتماعی و پذیرش تدریجی شرایط، به سازگاری روانی دست می‌یابند. یافته‌ها بر ضرورت طراحی و اجرای مداخلات حمایتی چندبعدی (روان‌شناختی، اجتماعی، معنوی و اقتصادی) برای ارتقای سلامت روانی و توانمندسازی مادران تأکید دارد و می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری و خدمات تخصصی در حوزه روان‌درمانی و آنکولوژی کودکان قرار گیرد.

این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

از مستوری تا کنشگری: واکاوی مردم‌نگارانه زیست‌روزمرۀ زنان در محله شهید هرندی تهران

صفحه 115-148

https://doi.org/10.22054/rjsw.2026.87320.834

حسین میرزائی، فائزه نادری

چکیده این پژوهش با رویکرد مردم‌نگارانه، پدیده «مستوری» زنان محله شهید هرندی تهران را در چارچوب تحولات کالبدی، اجتماعی و فرهنگی این محله تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که مستوری تنها یک انتخاب فردی یا محدودیت فرهنگی نیست، بلکه نتیجه یک فرایند ساختاری پیچیده است که در آن قدرت، ننگ اجتماعی، مافیای بازار، تغییر کاربری فضا و نگاه آسیب‌شناختی رسانه‌ای و نهادی، به شکلی متقابل زنان سالم و معمولی را از فضای عمومی حذف کرده‌اند. زنان، به‌ویژه زنان موفق و تحصیل‌کرده، با ترس از تلطیف هویت و قضاوت اجتماعی، به صورت خودخواسته در خانه می‌مانند و هویت محله‌ای خود را انکار می‌کنند. در مقابل، زنان آسیب‌دیده و معتادان به‌طور نمایشی دیده می‌شوند و از منابع حمایتی بیشتری برخوردارند، در حالی که زنان عادی و فعال در سیاست‌ها و برنامه‌های شهری نادیده گرفته می‌شوند. با این حال، این مطالعه شواهدی از مقاومت روزمره زنان نیز یافته است: از طریق روضه‌های خانگی، شبکه‌های مجازی، کانون‌های فرهنگی مانند حسینیه منتظران اباصالح (عج) و فعالیت‌های اقتصادی کوچک، زنان در حال بازساخت فضاهای امن و هویت جمعی خود هستند. این پژوهش با تلفیق نظریه‌های جنسیت، فضا و قدرت (لفربویر، فوکو، گافمن، مسی)، نشان می‌دهد که آزادی زنان در شهر نه صرفاً به امنیت فیزیکی، بلکه به عدالت فضایی، شناخت هویت و دسترسی به منابع نمادین وابسته است. در نهایت، مستوری را نه نشانه ضعف، بلکه به عنوان یک راهبرد بقا و گاه پیشدرآمدی بر کنشگری و حضور مجدد در عرصه اجتماعی تفسیر می‌کند.

این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

واکاوی و دستیابی به مدل بومی دلایل پایداری زندگی زناشویی در راستای توسعه پایدار

صفحه 149-201

https://doi.org/10.22054/rjsw.2026.82465.780

بیتا باقری فام، احمد صادقی، مسعود ایمانیان اردبیلی

چکیده تحقیق حاضر به روش آمیخته و از نوع تبیین متوالی (ترکیبی اکتشافی متوالی) می‌باشد. در بخش کیفی جامعه آماری شامل زوجین دارای فرزند و بدون فرزند با ده سال سابقه زندگی مشترک که با وجود عدم رضایت از زندگی زناشویی همچنان در ازدواجشان پایدارمانده بودند.با استفاده از نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع 33 نفر انتخاب شدند در بخش کمی 300 نفر از زوجین ناراضی با سابقه حداقل ده سال زندگی مشترک که به مراکز مشاوره خانواده در مناطق (5،9،11) مشهد مراجعه کرده بودند از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند با این اقدام پوشش نسبی تنوع فرهنگی در مشهد انجام شده است .داده ها در بخش کیفی با مصاحبه عمیق و پرسشنامه باز و در بخش کمی با پرسشنامه بسته گرد آوری شد. برای تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون با کمک نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار PLS استفاده شد
یافته ها:. در زوجین دارای فرزند متغیر «فرزندآوری» با ضریب مسیر 0.942 و آماره آزمون 1.855 قوی‌ترین متغیر تأثیرگذار بود که بر اهمیت وجود فرزند در استحکام روابط زناشویی تأکید دارد.همچنین متغیرهای «عوامل اقتصادی» (0.812)، «آبرو و حیثیت» (0.717)، و «روابط خانوادگی» (0.619) نیز سهم بالایی در پایداری داشتند و در زوجین بدون فرزند متغیرهایی مانند ترجیح منافع جمعی بر فردی (0.856)، عوامل اقتصادی (0.811)، کنش متقابل (0.673)، نگرش به زندگی (0.543)، و تعهد (0.409) در صدر عوامل اثرگذار قرار گرفتند.

این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

شناسایی و طراحی الگوی چالش‌های سالمندی در ایران با رویکرد فراترکیب

صفحه 203-237

https://doi.org/10.22054/rjsw.2026.84681.804

طاهره سلیمان نژاد، حسین حیدری، تهمینه شاوردی

چکیده سالمندی به‌عنوان مرحله‌ای حساس از چرخه زندگی با چالش‌های چندبعدی در حوزه‌های جسمانی، روانی، اجتماعی و اقتصادی همراه است که کیفیت زندگی سالمندان را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. شناسایی و تحلیل این چالش‌ها برای تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های حمایتی کارآمد ضرورتی انکارناپذیر است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و طراحی الگویی جامع از چالش‌های سالمندی در ایران با بهره‌گیری از رویکرد فراترکیب است. این مطالعه به روش کیفی انجام شده و جامعه آماری آن شامل مقالات علمی پژوهشی منتشرشده در فاصله سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۳ درباره سالمندی در ایران است. داده‌ها از پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر (SID، پورتال جامع علوم انسانی، نورمگز و مگ‌ایران) گردآوری شد. در مجموع ۲۸۳ مقاله بررسی گردید که پس از غربالگری و ارزیابی کیفی، ۲۲ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شد. فرایند تحلیل با نرم‌افزار MAXQDA24 انجام گرفت و منجر به استخراج ۱۵۳ کد مفهومی و دسته‌بندی آن‌ها در ۹ مقوله اصلی شد. این مقوله‌ها عبارت‌اند از: بیماری‌های جسمانی، مراقبت دوران سالمندی، مشکلات روانی و شناختی، چالش‌های خانوادگی، چالش‌های درمانی، چالش‌های فرهنگی، چالش‌های اقتصادی، چالش‌های مرتبط با دسترسی شهری و سوءاستفاده حقوقی. بر اساس یافته‌ها، با طراحی سیاست‌های جامع و نوآورانه می‌توان سالمندی را از مرحله‌ای بحرانی به فرصتی برای مشارکت فعال اجتماعی و انتقال تجربه به نسل‌های آینده تبدیل کرد و بدین‌وسیله بسیاری از چالش‌های پیش‌رو را به‌طور مؤثر مدیریت نمود.