دوره و شماره: دوره 12، شماره 43، بهار 1404 
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

مولفه های تعیین کننده کیفیت زندگی کاری مددکاران اجتماعی در تهران

صفحه 1-38

https://doi.org/10.22054/rjsw.2026.85316.815

حسین بهروان، سید علیرضا انوری، مهناز شریعت

چکیده هدف پژوهش شناسایی مولفه های تعیین کننده کیفیت زندگی کاری مددکاران اجتماعی شهر تهران بود. روش پژوهش پیمایشی و جامعه آماری شامل کلیه مددکاران اجتماعی در سازمان‌های مأموریت محور در شهر تهران بود. حجم نمونه 380 نفر بود که با روش طبقه ای متناسب با حجم و تصادفی سیستماتیک از میان مددکاران اجتماعی هر سازمان انتخاب شد. داده‌ها با استفاده از ابزار پرسش‌نامه گردآوری شد . یافته‌ها نشان داد که میانگین کیفیت زندگی کاری مددکاران اجتماعی در جامعه مورد مطالعه کمتر از متوسط است. مولفه احساس مفید و مؤثر بودن بیشترین میانگین و مولفه حقوق و مزایا کمترین میانگین را داشت. آزمون تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد میانگین کیفیت زندگی کاری مددکاران اجتماعی برحسب متغیرهای وضعیت تاهل، میزان تحصیلات، سازمان محل اشتغال و سابقه اشتغال آنها تفاوت معنادار داشت، لیکن بر حسب جنسیت و نوع مدرک دانشگاهی تفاوت معنی‌داری یافت نشد. افزون بر این، سهم مولفه های کیفیت زندگی کاری در تعیین شاخص کل کیفیت زندگی کاری مددکاران اجتماعی متفاوت بود. بطوری که سهم مولفه های یکپارچگی و انسجام در سازمان، رضایت از حقوق و مزایا، کیفیت مدیریت و سرپرستی، چالش‌برانگیز بودن شغل و تعادل بین کار و زندگی به ترتیب در ایجاد رضایت از کیفیت زندگی کمترین بود ولذا نیاز به تقویت دارد. نتیجه این که ارتقا کیفیت زندگی کاری مددکاران اجتماعی در مولفه های اخیر می‌تواند یکی از راهبردهای سیاست‌گذاران و مدیران برای ارائه خدمات اثربخش‌تر به مددجویان وکاهش مسائل و آسیب‌های اجتماعی باشد.

این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

کاربست نظری مددکاری اجتماعی ورزش، یک مرور دامنه ای

صفحه 39-84

https://doi.org/10.22054/rjsw.2025.85938.818

شورش لطفی، حمیده عادلیان راسی، شیرین احمدنیا

چکیده پژوهش با هدف کسب شناخت از مددکاری اجتماعی ورزشی، گروههای هدف، فیلدهای کاری این حوزه، نقش‌های حرفه‌ای و همچنین اصول و ارزش‌های حرفه‌ای مددکاران اجتماعی ورزشی انجام شده است. با استفاده از روش مرور دامنه‌ای، مفهوم مددکاری اجتماعی ورزش در تاریخ 29 مردادماه 1403 در پایگاههای اطلاعاتی بین‌المللی Scopus، WOS، پایگاههای اطلاعاتی ملی نورمگز، SID، مگیران، ISC، مجله Sport social work، موتورهای جستجو و سایت‌های مرتبط با مددکاری اجتماعی ورزش بدون محدودیت زمانی جستجو و ۷۳ رکورد علمی شناسایی و تحلیل شد. نمونه‌گیری با بررسی عنوان و چکیده مستندات انجام شد و مطالعاتی که به طور همزمان به مددکاری اجتماعی و ورزش/ورزشکار پرداخته وارد بررسی و منابع غیرمرتبط، غیرانگلیسی، فاقد متن کامل یا مربوط به گروه‌های غیرورزشکار از بررسی خارج شدند. براساس یافته‌های پژوهش مددکاری اجتماعی ورزشی در فیلدهای آموزش، پژوهش، مداخلات حرفه‌ای، کارورزی ورزشی و سیاستگذاری در حال رشد است. نقش‌ها و فعالیت‌های مددکاران اجتماعی ورزشی در سه سطح خرد، سطح میانی و سطح کلان طبقه‌بندی و در سطح خرد نقش‌های مشاور، حمایتی، درمانگر، توانمندساز، آموزشگر؛ در سطح میانی نقش‌های میانجی، مربی، تقویت‌کننده همکاری بین حرفه‌ای، گروه درمانگر، پشتیبان، توانمندساز مربیان ورزشی؛ و در سطح کلان نقش‌های سیاستگذار، توسعه‌دهنده برنامه‌های ورزشی جامعه، راهنما، کنشگر اجتماعی، برنامه‌ریز اجتماعی، و سازمان‌دهنده اجتماعی را برعهده دارند. نکته قابل توجه آن‌که در ایران پژوهش علمی درباره مددکاری اجتماعی ورزشی انجام نشده است و این پژوهش با معرفی این عرصه جدید، درصدد است دریچه‌ای نو برای اقدامات مددکاران اجتماعی در ایران در زمینه آموزش، پژوهش و فعالیت‌های عملی در حوزه ورزش فراهم گردد.

این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

موانع چندبعدیِ کاهش کار کودک در ایران در چهارچوب اجرای طرح ساماندهی کودکان خیابانی

صفحه 85-119

https://doi.org/10.22054/rjsw.2026.84098.801

میترا راه نجات، فاطمه خورشیدی

چکیده برای حل مسئله کار کودک، سیاست‌های متفاوتی در جهان، تدوین و اجرا شده‌ است. در ایران نیز برای حل این مسئله، چندین طرح اجرا شده است. اجرای آیین‌نامۀ «ساماندهی کودکان خیابانی» مصوب 1384 خورشیدی به عنوان آخرین آیین‌نامه در این زمینه نتوانسته است بر کاهش تعداد کودکان کار تأثیری بگذارد. هدف این پژوهش، بررسی موانع اجرای این آیین‌نامه مبتنی بر چهارچوب ارزیابی تصمیم-پاسخ‌گویی دانیل استافل‌بیم است. روش پژوهش حاضر، کیفی است. در این راستا ابتدا الزامات آیین‌نامه مذکور استخراج شده است. سپس با استفاده از روش مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته، چگونگی اجرای این الزامات بررسی شده است. این مصاحبه‌ها با افراد مجری آیین‌نامه، انجام شده است. انتخاب مشارکت‌کنندگان مصاحبه به شیوه نمونه‌گیری هدفمند و بر مبنای معیار اشباع نظری انجام شده است. همچنین، برای تکمیل نمونه‌ها از تکنیک نمونه‌گیری گلوله برفی بهره گرفته شده است. داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمون بررسی شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی در فرایند اجرا با موانع اقتصادی، سیاسی و نهادی روبه‌رو بوده است. از جمله این موانع، نابسامانی اقتصادی، تورم شدید، بیکاری و نبود امکان نظارت بر بخش غیررسمی اقتصادی، ناهماهنگی بین بخشی، محدودیت بودجه و منابع مالی سازمان بهزیستی، مهاجرت بی‌رویه و غیرقانونی بین‌المللی و فقدان سیاست‌های مناسب دولتی در حوزۀ مهاجرت است. ترویج گفتمان حذف کار کودک و نگارش پیوست اجتماعی برای سیاست‌های کلان در همۀ حوزه‌ها از پیشنهادات اصلی سیاستی این پژوهش برای رفع موانع اجرای آیین‌نامه مذکور است.

این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

چالش‌های فرآیند ارائه خدمات روانی اجتماعی به سالمندان آسایشگاهی مستقل و وابسته‌

صفحه 121-166

https://doi.org/10.22054/rjsw.2025.83440.788

الهام محمدی، محمد هاشمی

چکیده این پژوهش با هدف شناسایی چالش‌های ارائه خدمات روانی‌اجتماعی به سالمندان آسایشگاهی انجام شده است. این مطالعه موانع ارائه خدمات به سالمندان وابسته و مستقل را شناسایی کرده است.
این پژوهش کیفی با روش تحلیل تماتیک تفسیر شده و گرد‌آوری داده‌ها با مصاحبه نیمه‌ ساختار یافته پس از رسیدن به اشباع با 18 نفر از ارائه کنندگان خدمات روانی‌اجتماعی در شهر تهران انجام شده است.
چالشهای ارائه خدمات به سالمندان وابسته شامل دو تم و 5 مفهوم بود. تمهای جسمانی نگری ارائه دهندگان خدمات و محدودیتهای جسمی و روانشناختی سالمندان وابسته، بیانگر نادیده گرفتن نیازهای روانشناختی سالمندان وابسته است. در ارائه خدمات به سالمندان مستقل نیز 3 تم و 14مفهوم به دست آمد. این تمها عبارت بودند از غیر همراه بودن خانواده، آشفتگی در فرایند خدمت دهی و مقاومت در سالمندان. در این سالمندان، هرچند انتظار می رفت،بتوان خدمات روانی اجتماعی بهتری ارائه داد، اما به علت عدم همکاری خانواده، امکان ارائه خدمات کم می شد و از سویی فرایندهای خدمت دهی به اصول ارائه خدمات پایبندی قابل قبولی نداشت و این امر مقاومت سالمندان را تشدید می کرد.
چالشهایی که ارائه دهندگان خدمات در فرایند خدمت دهی تجربه می کردند، شامل ضعفهای در زمینه روشهای خدمت دهی، شیوه های تعامل، دیدگاههای غالب در خدمت دهی و محدودیت خلاقیت برای ارتباط گیری با سالمندان و فراتر رفتن از رویه های جسمانی خدمت دهی است و هنوز توانبخشی به معنای روانی اجتماعی در خدمات به سالمندان آسایشگاهی جایگاهی ندارد و خدمات عمدتا در حد توانبخشی پزشکی باقی مانده است.

این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

فرصت‌ها و تهدیدهای ناشی از داشتن فرزند ناشنوا و آثار آن بر بهزیستی روان‌شناختی مادران: بر اساس رویکرد پدیدارشناسی

صفحه 167-188

https://doi.org/10.22054/rjsw.2026.87907.838

علی اصغر دادمهر، محمد عاشوری

چکیده حمایت والدین به عنوان امری حیاتی برای آموزش و تحول کودکان ناشنوا شناخته می‌شود. مشارکت والدین به‌طور مثبت بر بهزیستی فرزند ناشنوای خود تأثیر می‌گذارد. این پژوهش بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و هدف از اجرای آن، بررسی تجربه زیسته فرصت‌ها و تهدیدهای فرزند ناشنوا از دیدگاه مادران شنوا بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مادران دانش‌آموزان ناشنوا در سال تحصیلی 1404-1403 در شهر قم می‌شد. حجم نمونه بر اساس اشباع نظری، یازده نفر از مادران دانش‌آموزان ناشنوا بود. برای جمع‌آوری داده‌ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده و تجربه‌های زندگی شرکت‌کنندگان بررسی شد. برای تحلیل مصاحبه‌ها از روش کلایزی استفاده شد. نتایج مصاحبه‌ها پس از استخراج موضوعی و طبقه‌بندی در پنج مقوله اصلی تحت عنوان پذیرش کودک توسط والدین، آگاهی والدین، مداخله زودهنگام، مهارت‌های ارتباطی و ابراز هیجان طبقه‌بندی شدند. در مجموع، واکاوی تجربه زیسته مادران شنوای دارای فرزند ناشنوا نشان داد که آن‌ها به روش‌های مختلفی تحت تاثیر وضعیت ناشنوایی فرزند خود قرار می‌گیرند و وضعیت فرزند می‌تواند بهزیستی روان‌شناختی والدین را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین از این مقوله‌ها می‌توان به منظور تدوین برنامه‌های آموزشی در جهت بهبود بهزیستی روان‌شناختی والدین دارای فرزند ناشنوا استفاده کرد.

این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

دلایل پیدایی گرایش به روابط فرا زناشویی عاطفی: یک مطالعه کیفی

صفحه 189-216

https://doi.org/10.22054/rjsw.2026.84608.803

زهیرمصطفی بلوردی

چکیده با درگیر شدن بخشی از خانواده ها در روابط فرازناشویی زنگ خطر بروز یکی از مسائل عمیق اجتماعی به صدا در آمده است. در نادیده گرفتن تاریخی روابط فرازناشویی عاطفی از سوی خانواده و نظام اجتماعی تردیدی نیست. این غفلت در بررسی های مرتبط با خیانت که تاکنون طراحی و اجرا شده اند نیز به گونه ای دیگر نمود داشته است. این پژوهش، پی آمد روابط فرازناشویی عاطفی را کم تر از اعمال روابط فرازناشویی جنسی نمی داند و آن را زمینه ساز بروز دیگر بحران ها من جمله خیانت جنسی می یابد. بر این بنیان، همبسته های مرتبط با روابط فرازناشویی عاطفی را با ورود به دنیای تجربه زیسته زنان و مردان و استفاده از روش پدیدارشناسی به محک بررسی گذاشته است. پژوهش با برجسته ساختن سه مضمون اصلی جدایی تعاملاتی، دیگری، ناامنی وجودی و چندین زیر مقوله، احساس زیان دیدگی مصاحبه شوندگان را بیشتر ناظر بر خلاء صمیمت های عاطفی دوسویه، بی قدرتی تصمیم گیری در انتخاب شریک عاطفی و یا عدم حضور کنشگر عاطفی در فضای خانه یافته است. لذا هرگونه سیاست گذاری به منظور تقلیل مسائل این چنینی بدون پی جویی زمینه های خانوادگیِ خاستگاه فرد را تفسیری نادرست از مسأله می داند. از این رو، بر حسبِ عدم تحدید و کرانمندی موضوع و همچنین ظرفیت متفاوت استعدادها، گرایش ها و آمادگی های روانی، ذهنی افراد، توصیه بر توجه به جایگاهی محوری تعاملات تفاهمی به عنوان شاه بیت پژوهش‌های جامعه شناختی روابط فرازناشویی عاطفی دارد.