این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
محمد شیخی؛ محمود جمعه پور؛ اسماعیل پیری
چکیده
تابآوری اجتماعی به توانایی جوامع در مقابله، سازگاری و بازیابی مؤثر در برابر بحرانها، مخاطرات و تغییرات محیطی، اقتصادی و اجتماعی اشاره دارد. این مفهوم بر ظرفیت افراد، گروهها و نهادهای اجتماعی برای حفظ انسجام، مشارکت، اعتماد متقابل و تداوم عملکردهای اساسی جامعه در شرایط بحرانی تأکید میکند. اهمیت تابآوری اجتماعی در کلانشهرها ...
بیشتر
تابآوری اجتماعی به توانایی جوامع در مقابله، سازگاری و بازیابی مؤثر در برابر بحرانها، مخاطرات و تغییرات محیطی، اقتصادی و اجتماعی اشاره دارد. این مفهوم بر ظرفیت افراد، گروهها و نهادهای اجتماعی برای حفظ انسجام، مشارکت، اعتماد متقابل و تداوم عملکردهای اساسی جامعه در شرایط بحرانی تأکید میکند. اهمیت تابآوری اجتماعی در کلانشهرها به دلیل افزایش پیچیدگیهای اجتماعی، رشد جمعیت و تنوع مخاطرات بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. ارتقای تابآوری اجتماعی میتواند زمینه کاهش آسیبپذیری، تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش توان سازگاری شهروندان و بهبود ظرفیت مدیریت بحران را فراهم سازد و نقش مهمی در تحقق توسعه پایدار شهری ایفا کند. هدف از پژوهش حاضر استخراج مؤلفههای تابآوری اجتماعی کلانشهر تهران میباشد. روش تحقیق این پژوهش کیفی است و جهت استخراج مؤلفههای تابآوری اجتماعی با 33 نفر از متخصصان مصاحبهای بهصورت نیمه ساختاریافته صورت گرفت. پس از گردآوریشده دادههای حاصل از مصاحبه با متخصصان بعد اجتماعی در قالب 5 مؤلفه هویت و احساس تعلق(در قالب شاخصهای رضایتمندی جامعه و حس تعلق)، عدالت اجتماعی(در قالب شاخصهای دسترسی به خدمات، همهشمولی و تأمین اجتماعی)، کیفیت زندگی(در قالب شاخصهای امنیت، سلامت، آرامش و دسترسی به فضاهای عمومی)، سرمایه اجتماعی(در قالب شاخصهای انسجام اجتماعی، مشارکت و همیاری، آموزش و آگاهی و اعتماد) و سرمایه فرهنگی(با شاخصهای اقوام و مذاهب، حقوق شهروندی و آدابورسوم) استخراج و دستهبندی شدند. نتیجه این پژوهش میتواند در سیاستگذاریهای آینده مدیریت شهر تهران مفید واقع گردد.
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
مونا محمدی؛ نادر حاجلو؛ نیلوفر میکائیلی؛ اکبر عطادخت
چکیده
ازدواج زودهنگام بهعنوان یکی از مسائل اجتماعی و خانوادگی مهم، پیامدهای گستردهای در ابعاد روانشناختی، شناختی و اجتماعی زندگی زنان به همراه دارد و میتواند مسیر رشد فردی و اجتماعی آنان را بهطور معناداری تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر واکاوی زیستجهان زنان دارای تجربه ازدواج زودهنگام و شناسایی پیامدهای فردی، خانوادگی و ...
بیشتر
ازدواج زودهنگام بهعنوان یکی از مسائل اجتماعی و خانوادگی مهم، پیامدهای گستردهای در ابعاد روانشناختی، شناختی و اجتماعی زندگی زنان به همراه دارد و میتواند مسیر رشد فردی و اجتماعی آنان را بهطور معناداری تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر واکاوی زیستجهان زنان دارای تجربه ازدواج زودهنگام و شناسایی پیامدهای فردی، خانوادگی و اجتماعی–اقتصادی–فرهنگی این پدیده بود. این مطالعه با رویکرد کیفی و استفاده از روش تحلیل تماتیک انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 27 زن متأهل دارای تجربه ازدواج پیش از ۱۸ سالگی جمعآوری شد. شرکتکنندگان با نمونهگیری هدفمند و با حداکثر تنوع انتخاب شدند تا طیف وسیعی از تجارب پوشش داده شود. یافتههای پژوهش نشان داد زیستجهان زنانِ دارای تجربه ازدواج زودهنگام در سه سطح اصلی بازنمایی میشود: در سطح روانشناختی، تجربه مداوم اضطراب، احساس ناتوانی، فرسودگی هیجانی و کاهش احساس کنترل بر زندگی؛ در سطح شناختی، محدودشدن فرصتهای آموزش، تضعیف تصمیمگیری مستقل و شکلگیری برداشتهای منفی از خود؛ و در سطح اجتماعی، انزوای نسبی، وابستگی به خانواده و همسر، و محدودشدن مشارکت در نقشها و روابط اجتماعی. این یافتهها نشان میدهد ازدواج زودهنگام نهتنها یک رویداد خانوادگی، بلکه تجربهای زیسته و چندلایه است که مسیر رشد فردی و اجتماعی زنان را بهطور معناداری تحت تأثیر قرار میدهد. در مجموع، نتایج نشان داد پیامدهای ازدواج زودهنگام ماهیتی چندسطحی و بیننسلی دارند و ضرورت طراحی مداخلات روانشناختی، آموزشی و سیاستی چندبعدی برای پیشگیری و کاهش آثار آن را برجسته میسازند.
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
حمیده عادلیان راسی؛ نگار سراج
چکیده
مقاله حاضر گزارش مداخله مددکار اجتماعی در مورد مراجع(خانم) ۲۱ ساله و مجردی است (با نام مستعار یلدا) که بهصورت خودارجاع و با نشانگان بارداری به یکی از بیمارستانهای تهران مراجعه کرده است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به شیوه گزارش موردی انجام شده است. مداخلات مددکار اجتماعی با دو چشمانداز اصلی مداخله در بحران و مصاحبه انگیزشی صورت ...
بیشتر
مقاله حاضر گزارش مداخله مددکار اجتماعی در مورد مراجع(خانم) ۲۱ ساله و مجردی است (با نام مستعار یلدا) که بهصورت خودارجاع و با نشانگان بارداری به یکی از بیمارستانهای تهران مراجعه کرده است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به شیوه گزارش موردی انجام شده است. مداخلات مددکار اجتماعی با دو چشمانداز اصلی مداخله در بحران و مصاحبه انگیزشی صورت گرفته است. مراجع در پی بارداری خارج از رابطه ازدواج، ابتلا به بیماری مقاربتی HPV، از دست دادن شغل و شکست عاطفی، دچار آشفتگی هیجانی، افکار خودکشی، خشم فروخورده و رفتارهای پرخطر شده بود. بارداری برای او تهدیدی جدی نسبت به موقعیت اجتماعیاش محسوب میشد. در روند مداخله، مددکار اجتماعی با ایجاد رابطهای حرفهای و حمایتگر، زمینه تغییر نگرش مراجع را فراهم ساخت؛ بهگونهای که مراجع تصمیم گرفت پس از زایمان درمان بیماری خود را آغاز کرده و روابط جنسی و عاطفیاش را بهصورت آگاهانه مدیریت کند. خانواده به تدریج بارداری یلدا را پذیرفتند و به منبع حمایتی و امن برای او تبدیل شدند. تمرکز اصلی این مطالعه بازنمایی فرآیندهای مداخله، مستندسازی و ارزیابی روانی اجتماعی مبتنی بر بیمارستان است. نتایج مطالعه موردی حاضر، نشان داد پس از تولد فرزند، مراجع با طی فرآیند احقاق حقوق قانونی، تحولی چشمگیر در کیفیت روابط خانوادگی و مهارت های ارتباطی خود ایجاد کرده و خانواده نیز به طور فعال در این فرایند مداخله مشارکت داشته و درگیر شدند.
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
میثم استوار راوری؛ ابراهیم صالح آبادی؛ علیرضا قربانی
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر بازگشت مجدد افراد مصرفکننده موادمخدر بهبودیافته از وابستگی به مواد شهر کرمان انجام گرفت. روش: پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه افراد مراجعهکننده به کمپهای ترک اختلال وابستگی به مواد در شهر کرمان بود. نمونه بر اساس جدول مورگان 355 نفر و بر اساس روش نمونهگیری خوشه ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر بازگشت مجدد افراد مصرفکننده موادمخدر بهبودیافته از وابستگی به مواد شهر کرمان انجام گرفت. روش: پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه افراد مراجعهکننده به کمپهای ترک اختلال وابستگی به مواد در شهر کرمان بود. نمونه بر اساس جدول مورگان 355 نفر و بر اساس روش نمونهگیری خوشه ای دو مرحلهای و تصادفی انتخاب شد. ابزار اندازهگیری شامل سه پرسشنامه: حمایت اجتماعی فلمینگ و همکاران (1982)، پیشبینی بازگشت رایت (1993) و عملکرد خانواده اپشتاین و همکاران (1983) بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته: یافتههای پژوهش نشان داد بین متغیر عملکرد خانواده، حمایت اجتماعی و بازگشت مجدد به اعتیاد رابطه معنیدار منفی و غیرمستقیم وجود دارد. بین حمایت اجتماعی ادراک شده از خانواده، دوستان و حمایت عمومی بر بازگشت مجدد افراد مصرفکننده بهبودیافته در کمپهای ترک اختلال وابستگی به مواد شهر کرمان رابطه وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد بین سکونت، تحصیلات و درآمد بر بازگشت مجدد مصرف مواد مخدر در افراد بهبود یافته در کمپهای ترک اختلال وابستگی به مواد شهر کرمان رابطه معناداری وجود داشت. حمایت اجتماعی ادراک شده از خانواده، دوستان، حمایت اجتماعی، حمایت عمومی، عوامل فردی و عوامل اقتصادی، پیشبینیکننده بازگشت مجدد مصرف مواد در افراد است. نتیجهگیری: برای بازگشت افراد مصرفکننده باید به نقش خانواده و حمایت اجتماعی توجه ویژهای داشت.
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
تکتم آذرافرا؛ منصور فتحی
چکیده
رابطهی حرفهای یکی از مهمترین مهارتهایی است که مددکاران اجتماعی با کمک آن میتوانند، در راستای توانمندسازی و افزایش کیفیت زندگی مراجعان، تلاش کنند. این پژوهش با هدف درک و فهم ویژگی های رابطه حرفه ای از دیدگاه مراجعین موسسات غیردولتی، با روش کیفی انجام شد. در این پژوهش با 20 نفر از مراجعین موسسات غیر دولتی در حوزههای ...
بیشتر
رابطهی حرفهای یکی از مهمترین مهارتهایی است که مددکاران اجتماعی با کمک آن میتوانند، در راستای توانمندسازی و افزایش کیفیت زندگی مراجعان، تلاش کنند. این پژوهش با هدف درک و فهم ویژگی های رابطه حرفه ای از دیدگاه مراجعین موسسات غیردولتی، با روش کیفی انجام شد. در این پژوهش با 20 نفر از مراجعین موسسات غیر دولتی در حوزههای کودکان و زنان تحت پوشش موسسات حمایتی، بیماریهای خاص، سوء مصرف مواد مخدر و خانوادهی کودکان دارای معلولیت جسمی که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه عمیق انجام شد. مشارکتکنندگان در پژوهش زنان بالای 20 سالی بودند که حداقل 6 ماه با مددکاران اجتماعی در ارتباط بودهاند. مصاحبهها با روش تحلیل مضمون، مورد تحلیل قرارگرفت. در نهایت مشارکتکنندگان در پژوهش به سه محور اصلی که بر رابطهی حرفهای از نگاه آنان اثرگذار بود، اشاره کردند. این محورها عبارت بودند از: تسهیل کنندگان رابطهی حرفهای شامل: خلق نیکو، توانایی کنترل احساسات، قضاوت نکردن،گوشدادن فعال، درک و پیگیری، تشویق، برخورد محترمانه، موانع رابطه شامل: بداخلاقی، تهدید به رهاکردن، وعده دروغین، عدم حفظ رازداری، عدم توجه به خاتمه رابطه و... و شرایط ساختاری شامل: منابع موسسه، قدرت مدیران و تغییر مداوم مددکاران اجتماعی. نتایج این پژوهش در وهله اول، به همه مددکاران اجتماعی در حوزههای مختلف فعالیت خود، کمک میکند تا بتوانند انتظارات مراجعان از رابطهی حرفهای را درک کرده و خواستههای آنان را به صورت ملموستری درک کنند. همچنین در قدمهای بعدی این پژوهش میتواند در آموزش مددکاران اجتماعی، نظارت بر حرفهی مددکاری اجتماعی و پژوهشهای آتی قابل استفاده باشد.
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
طاهره رحیم پورازغدی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی زمینهها و تجربههای دختران کودکهمسر از منظر روانی، اجتماعی و ساختاری، به روش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون انجام شده است. مشارکتکنندگان شامل ۳۰ نفر از دخترانی بودند که تجربه ازدواج پیش از ۱۸ سالگی داشته و جهت اخذ حکم رشد به دادگاه مراجعه کرده بودند. این افراد به شیوه نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف واکاوی زمینهها و تجربههای دختران کودکهمسر از منظر روانی، اجتماعی و ساختاری، به روش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون انجام شده است. مشارکتکنندگان شامل ۳۰ نفر از دخترانی بودند که تجربه ازدواج پیش از ۱۸ سالگی داشته و جهت اخذ حکم رشد به دادگاه مراجعه کرده بودند. این افراد به شیوه نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری و با رویکرد تحلیل مضمون تحلیل شدند. یافتهها نشان دادند که ازدواج زودهنگام در بستر عواملی چون فقر اقتصادی، سنتگرایی خانوادگی، فشارهای ساختاری، ضعف روابط عاطفی، و انگیزههای احساسی یا شناختی ناپخته شکل گرفته است. همچنین دراین مطالعه، پنج سنخ کودکهمسری : گریزان از خانواده، سنتپذیر و منفعل، هیجانی و احساسی ، هدفمند اما ناپخته، و ساختاری-اجباری شناسایی شد که این سنخها، گویای پیچیدگی و تنوع زمینههای اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر پدیده کودکهمسریاند. یافتهها بر لزوم سیاستگذاری مبتنی بر سنخشناسی، تقویت عاملیت دختران، و اصلاح دیدگاههای فرهنگی در زمینه ازدواج و رشد دختران تأکید دارند.