ردپای استثمار در جهان کودکی: پژوهشی در خصوص اشکال، علل و پیامدهای کار کودکان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 دی 1401
https://doi.org/10.22054/rjsw.2023.66625.570
کامیل احمدی
چکیده تعدادی از مطالعات برخی از اشکال کار کودکان ازجمله کار در خیابان را مطالعه کردهاند، اما کمتر مطالعهای بهصورت نظاممند به بررسی اشکال مختلف کار کودکان، زمینهها، ویژگیها و پیامدهای آنها پرداخته است. این مطالعه با استفاده از روش نظریه زمینهای انجامشده است و برای گردآوری دادهها از فنون مصاحبه و مشاهده برمبنای روش نمونهگیری هدفمند، گلوله برفی و نظری استفادهشده است. جامعه مطالعه پژوهش سه دسته کودکان، کارفرمایان آنان و متخصصان حوزه کودکی هستند. بهمنظور تحلیل یافتهها از روش کدگذاری سه مرحلهای برای ساخت نظریه کار کودکان استفادهشده است. یافتهها نشان میدهد کودکان در شهر تهران به اشکال مختلفی از کارها ازجمله بدترین شکل کارها مشغول به کار هستند. مناسبات این کارها از سه دسته خویشاوندی، کارفرمایی و سازمانیافته است. زمینههای عمده کار کودکان شکاف توسعه در پهنه سرزمینی کشور، جنگ و فقر در کشور افغانستان، فقر خانوارها، فرهنگ برخی از اجتماعات درباره کودک و کار کودک، بازار کار غیررسمی و زمینههای قانونی و اجرای قانون است. همچنین دلایل کودکان و خانوادههای آنان بهمنظور کار تأمین بخشی از هزینهها، یادگیری مهارت در غیاب پیوند بین تحصیل و اشتغال و عدم امکان رفتن به مدرسه است. راهبردهای عمده کودکان و خانوارهای آنان تعدادی از کنشها بهمنظور ارتقاء و درآمد بیشتر و کاهش مخاطرات کار است. کودکان در کار علاوه بر آنکه استثمار میشوند، اشکال مختلف کارها بسته به شرایط و ویژگیهایشان بهسلامت جسم و روان آنان آسیب میزنند و در اجتماعیشدن مؤثر آنان اختلال به همراه میآورد.
چالشها و موانع طرحهای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی سنندج
مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 27 بهمن 1404
https://doi.org/10.22054/rjsw.2026.78313.745
منصور فتحی، محدثه بابامحمدی، حمیده عادلیان راسی
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی چالشها و موانع طرحهای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر سنندج، با روش کیفی از نوع تحلیل تماتیک و با بهرهگیری از روش نمونهگیری هدفمند، انجام شده است. مشارکت کنندگان 10 نفر از کارشناسانی هستند که با سازمان بهزیستی همکاری دارند، همچنین 15 نفر از زنان سرپرست خانواری که تحت پوشش سازمان بهزیستی هستند و از برنامهها و خدمات توانمندسازی استفاده کردهاند. به منظور گردآوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختارمند و برای تحلیل اطلاعات، از روش تحلیل تماتیک استفاده شده است. از تحلیل اطلاعات، پنج مضمون اصلی و یازده مضمون فرعی به دست آمد. مضامین اصلی شامل: شکاف ارتباطی، چالشهای فرآیندی، موانع اقتصادی، عوامل ناتوانساز محیطی و عوامل ساختاری است. که چهارمضمون اول به صورت مشترک هم در بین کارشناسان و هم در بین زنان سرپرست خانوار مطرح شده است و مضمون آخر تحت عنوان عوامل ساختاری تنها توسط کارشناسان مطرح شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که با وجود تلاشهای سازمان بهزیستی برای ارائه طرحها و برنامههای توانمندسازی برای زنان سرپرست خانوار، این طرحها با چالشها و مشکلاتی مختلفی مواجه هستند؛ ضعف در انجام کار حرفهای، تسهیل نشدن شرایط اشتغالزایی، ناکارآمدی آموزش، بی پشتوانگی مالی طرحها، عوامل فرهنگی و اجتماعی، بروکراسی اداری و همکاری ضعیف بین سازمانی از جمله موانع و چالشهای برنامهها هستند.
