مجید هوشمند؛ ستار پروین؛ شهرام ابراهیمی
چکیده
فقدان پدر و شکل گیری خانواده های تک والدی با مسئولیت زنان سرپرست خانوار به مثابه یک مسئله اجتماعی پیامد های عاطفی، اجتماعی و اقتصادی برای کودکان داشته که این مقاله با هدف فهم فرایند رشدی این کودکان تلاش دارد راهبردی برای بهبود وضعیت آنها ارائه دهد. پژوهش حاضر کیفی و از نوع نظریه مبنایی بوده که طی مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 25 نفر ...
بیشتر
فقدان پدر و شکل گیری خانواده های تک والدی با مسئولیت زنان سرپرست خانوار به مثابه یک مسئله اجتماعی پیامد های عاطفی، اجتماعی و اقتصادی برای کودکان داشته که این مقاله با هدف فهم فرایند رشدی این کودکان تلاش دارد راهبردی برای بهبود وضعیت آنها ارائه دهد. پژوهش حاضر کیفی و از نوع نظریه مبنایی بوده که طی مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 25 نفر از زنان سرپرست خانوار دارای فرزندان زیر 12 سال سن، با روش نمونه گیری هدفمند و نظری انجام شده است. پس از تحلیل دادهها، در حوزه علی مقوله های: فقر مرکب، چتر حمایتی شکسته، فردا هراسی، سلامت ناپایدار و احساس درماندگی، درشرایط زمینه ای: نابرابری اجتماعی، ناکارآمدی نظام رفاه اجتماعی، انگ اجتماعی، تبعیض جنسیتی، محیط آسیب زا، دگر اندیشی نسلی و در ارتباط با عوامل مداخله ای: غنی نبودن اوقات فراغت ، محرومیت ، آرزوهای سرکوب شده، اعتیاد مجازی، تاثیر همسالان و احساس ناامنی استخراج شد. تجربه مشترک زنان سرپرست خانوار در ارتباط با کودکان در مقوله محوری"دغدغه رشد و همنوایی کودک" قابل توصیف بوده و بکارگیری استراتژی های انطباقی نیز پیامد های مثبت و منفی دارد. بر این اساس از منظر پیشگیریرشدمدار فشارهای اقتصادی و اجتماعی وارده بر زنان سرپرست خانوار از عوامل خطر در مسیر رشد کودکان بوده و می تواند موجب هنجار گریزی آنان شود. در نتیجه برای مصونیت اجتماعی این کودکان، از یک سو توجه به مداخلات مبتنی بر پیشگیری رشد مدار و از سوی دیگر تلاش در جهت کاهش فشارهای اقتصادی و اجتماعی وارده بر زنان ضروری است.
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
مریم داودی؛ محمدرحیم صفری؛ علیرضا آهنگر؛ حمیده هادی تبار
چکیده
پژوهش حاضر به مطالعه فرهنگ ،خانواده، و چالش های دوران کودکی در خانواده های غربت ساکن محله هرندی تهران می پردازد . داده های این پژوهش از طریق روش کیفی و استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده است؛ روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی می باشد. مشارکت کنندگان (40 نفر)شامل سه گروه شامل غربت های ساکن محله هرندی تهران، متخصصان ...
بیشتر
پژوهش حاضر به مطالعه فرهنگ ،خانواده، و چالش های دوران کودکی در خانواده های غربت ساکن محله هرندی تهران می پردازد . داده های این پژوهش از طریق روش کیفی و استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده است؛ روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی می باشد. مشارکت کنندگان (40 نفر)شامل سه گروه شامل غربت های ساکن محله هرندی تهران، متخصصان و کارشناسان حوزه مددکاری اجتماعی و آسیب های اجتماعی و صاحبان مشاغل آزاد و دولتی محله هرندی می باشد.یافته های پژوهش نشان می دهد که ساختارهای فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی غربت با جابجا کردن نقش ها در خانواده به کار گماردن کودکان و زنان به کار، رواج پدیده کودک همسری و کودک والدی، زیست فقیرانه و زندگی در محلات فرودست ضمن آنکه معنای کودکی رابه کار محدود و کودک را به شبه بزرگسالی بی اراده تبدیل کرده است؛زنان و کودکان را نیز در معرض آسیب های روانی_اجتماعی متعددی قرار داده است .بر اساس یافته های پژوهش تعامل فرهنگ و خانواده در جامعه غربت؛ کودکی را معنای خاصی بخشیده است به گونه ای که کودکان را در این فرهنگ با چالش های روانی اجتماعی- عدیده ای مواجه کرده است.
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
امین تقی پور؛ مجید داداش زاده؛ علی اقبالی
چکیده
مواجهه مادران کودکان با نیازهای ویژه با چالشهای عاطفی و روانی میتواند به کاهش بهزیستی روانشناختی و تابآوری آنها منجر شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی روایتدرمانی بر بهزیستی روانشناختی و تابآوری مادران کودکان با نیازهای ویژه در شهرستان بناب بود. این مطالعه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل انجام ...
بیشتر
مواجهه مادران کودکان با نیازهای ویژه با چالشهای عاطفی و روانی میتواند به کاهش بهزیستی روانشناختی و تابآوری آنها منجر شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی روایتدرمانی بر بهزیستی روانشناختی و تابآوری مادران کودکان با نیازهای ویژه در شهرستان بناب بود. این مطالعه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل مادران کودکان با نیازهای ویژه در شهرستان بناب بود که از میان آنها 40 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 10 جلسه روایتدرمانی دریافت کردند، درحالیکه گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (1989) و مقیاس تابآوری کانر و دیویدسون (2003) بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که روایتدرمانی بهطور معناداری به افزایش بهزیستی روانشناختی و تابآوری در گروه آزمایش کمک کرده است. بر اساس یافتهها، روایتدرمانی میتواند به عنوان روشی مؤثر در حمایت از مادران کودکان با نیازهای ویژه، در بهبود تابآوری و ارتقاء بهزیستی روانشناختی آنها به کار گرفته شود.
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
احمد دراهکی؛ مهتاب محمدخانی
چکیده
زنان سرپرست خانوار در بسیاری از موارد بیش از آن که از نظر مادی آسیبپذیر باشند، از نظر روانی و اجتماعی آسیبپذیر هستند. این امر توجه به مسئله سلامت زنان سرپرست خانوار به ویژه سلامت اجتماعی آنها را ضروری میسازد. در این راستا پژوهش حاضر با انتخاب نمونهای بالغ بر حدود 589 نفری از زنان سرپرست خانوار در شهر تهران به صورت خوشهای چند مرحله ...
بیشتر
زنان سرپرست خانوار در بسیاری از موارد بیش از آن که از نظر مادی آسیبپذیر باشند، از نظر روانی و اجتماعی آسیبپذیر هستند. این امر توجه به مسئله سلامت زنان سرپرست خانوار به ویژه سلامت اجتماعی آنها را ضروری میسازد. در این راستا پژوهش حاضر با انتخاب نمونهای بالغ بر حدود 589 نفری از زنان سرپرست خانوار در شهر تهران به صورت خوشهای چند مرحله سعی نمود به بررسی سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار و عوامل تعیین کننده آن بپردازد. نتایج نشان دهنده آن است که زنان سرپرست خانوار مورد مطالعه به لحاظ سلامت اجتماعی در وضعیت مطلوبی قرار ندارند. در بین ابعاد مختلف سلامت اجتماعی، انسجام اجتماعی و پذیرش اجتماعی وضعیت بغرنجتری در زنان سرپرست خانوار مورد مطالعه دارند. نتایج تحلیل چند متغیره نشان داد که بیشترین تاثیر را بر سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار متغیرهای اجتماعی- شامل تحصیلات، حمایت اجتماعی، فشار نفش و احساس امنیت در تعاملات اجتماعی- ایفا میکنند. در مجموع با ورود همه متغیرهای به مدل رگرسیونی متغیرهای سطح سلامت جسمانی، سطح حمایت اجتماعی، سطح تحصیلات، سطح فشار نقش، نوع مالکیت مسکن و سطح احساس ناامنی اقتصادی در سالهای اخیر معنیداری خود را حفظ کردهاند. راهکارهای سیاستی برخاسته از پژوهش در متن حاضر آمده است.