نویسنده = سهیلا علیرضانژاد
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

چگونگی مواجهه خانواده نخستین و زنان سرپرست خانوار با پدیده سرپرستی

دوره 12، شماره 45، زمستان 1404، صفحه 1-39

https://doi.org/10.22054/rjsw.2026.86631.829

رضا اعظم زاده، سهیلا علیرضانژاد

چکیده هدف از این پژوهش شناخت نقش و جایگاه خانواده‌های نخستین در چگونگی ایفای نقش سرپرستی دخترشان، زن سرپرست خانوار، است. برای دستیابی به اهداف پژوهش از نظریه داده بنیاد استفاده شد و گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته با ۳۳ نفر از زنان سرپرست خانوار شهرستان بهشهر انجام شد. کدگذاری باز منجر به ظهور چهار مقوله اصلی: - مواجهه زنان فرودست با نقش سرپرستی خانوار؛ ۲- مواجهه خانواده نخستین پس از پذیرش سرپرستی دختر؛ ۳- انتظار از نقش زنان از خود؛ ۴- انتظارات زن سرپرست خانوار از خانواده نخستین؛ شد. یافته‫ها نشان داد که نحوه حمایت خانواده نخستین، در ایفای نقش زنان سرپرست تاثیرمحوری دارد. دو نوع خانواده نخستین کنترل‌محور و حمایت‌محور در این پژوهش مشاهده شد. این زنان پس از پذیرش نقش سرپرستی در دو الگوی پارادایمی قرار گرفتند: 1-خود به مثابه عامل تغییر، 2-خود به مثابه نیازمند حمایت. در پارادایم اول درک زنان از زنانگی، توانایی تغییر در زندگی و موفقیت در اهداف است. اما زنان در پارادایم دوم از اعتماد به‌ نفس لازم برای استقلال در زندگی برخوردار نیستند و درک آنان از زنانگی، مانع تلاش برای تغییر در زندگی بدون حمایت دیگران است، یافته‌ها نشان می‌دهند که در چگونگی ایفای نقش زنان به عنوان زن ‌سرپرست خانوار؛ نقش خانواده نخستین بسیار تعیین‌کننده است. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

مراقبت آموزشی مادران: شکل‌دهنده سرمایه فرهنگی کودکان

دوره 11، شماره 40، تابستان 1403، صفحه 1-31

https://doi.org/10.22054/rjsw.2025.82883.782

شراره جلالی فراهانی، سهیلا علیرضانژاد، جلال الدین رفیع فر

چکیده هدف اصلی مقاله تبیین عملکرد مادران در فرآیند شکل‌دهی به سرمایه فرهنگی کودکان و شناخت چالش‌های آن‌ها در این مسیر است. روش مورد استفاده در این پژوهش، مردم‌نگاری بود و برای گردآوری اطلاعات از تکنیک مصاحبه مردم‌نگارانه نیمه‌ساختاریافته و مشاهده استفاده شد. مشارکت‌کنندگان شامل 20مادر 33 تا 48ساله بودند که فرزندان زیر هفت سال خود را به کلاس نمایش خلاق و موسیقی می‌آوردند. نمونه‌گیری در ابتدا هدفمند و در ادامه به صورت نظری انجام شد. میدان تحقیق، دو مرکز آموزشی در دو منطقه مختلف در تهران در نظر گرفته شد. پس از پیاده‌سازی با روش تحلیل مضمون و استفاده از مشاهده‌نامه‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور حساسیت نظری، نظریات مربوط به سرمایه فرهنگی بوردیو و سرمایه عاطفی و رویکردهای فمینیستی مرور شد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که مادران به واسطه سرمایه عاطفی خود، منابعی را برای پیوند قوی با فرزندان به کار می‌گیرند تا ویژگی‌هایی را که جامعه برای آن ارزش قائل است (سرمایه فرهنگی)، در فرزندان خود پرورش دهند. آن‌ها با از خودگذشتگی و صرف وقت بسیار به کودک آموزش‌می‌دهند یا با ثبت‌نام در کلاس‌های گوناگون او را با مهارت‌های مختلف تجهیز می‌کنند و از این طریق سرمایه فرهنگی فرزندان خود را شکل می‌دهند. مادران در مسیر تولید و انباشت سرمایه فرهنگی برای فرزندان، دچار چالش‌هایی می‌شوند که عبارتند از: 1) مادر کافی یا کامل؛ 2) تعارض مادری با اشتغال و پیشرفت؛ 3) احساس کمبود سرمایه فرهنگی.

این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

ناکارآمدی بازپروری زندانیان در نهاد زندان؛ مطالعه‌ای بر زندانیان مرد بازگشته به زندان

دوره 10، شماره 37، پاییز 1402، صفحه 1-42

https://doi.org/10.22054/rjsw.2024.75620.713

شاهمیر صاحبی، سهیلا علیرضانژاد، حبیب کریمیان

چکیده هدف از این پژوهش شناسایی شرایط منجر به تکرار جرم در زندان است. برای دستیابی به این هدف از روش مردم‌نگاری استفاده شد. گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبه با 20نفر از زندانیان مرد با سابقه بازگشت مجدد به زندان، به‫عنوان مطلع و نیز مشاهده میدانی به همراه مطالعه اسناد انجام شد. یافته‫ها نشان داد که زندان دارای یک سازوکار رسمی مواجهه با زندانی است که در پنج سطح عمل می‫کند، این سطوح عبارتند از: تامین نیازهای زیستی زندانی، پذیرش و ارزیابی، ارائه آموزش‫ها، حمایت و مراقبت ونیز ارتقای روابط اجتماعی زندانی. همچنین تجزیه و تحلیل مصاحبه‌ها منجر به ظهور پنج مقوله اصلی شد که عبارتند از: برچسب زندانی و تجربه طرد اجتماعی، تراکم زندانیان، عدم طبقه‌بندی محافظت‫کننده زندانیان، ناکارآمدی نظام‌های حمایتی و مراقبتی، آموزش ناکارآمد و غیرموثر. بند به عنوان مرکز دریافت خدمات زیستی و حمایتی رسمی، هم‫زمان مرکز دریافت حمایت‫ها و آموزش‫های غیررسمی است. زندانیان مرد بازگشته به زندان عملا با نظام جامعه‫پذیری غیررسمی همسو شده و نظام رسمی از کارآمدی لازم برای برقراری ارتباط با این گروه از زندانیان برخوردار نیست. سازوکار رسمی موجود نیز قادر به نیل به اهداف تعیین شده خود نیست.

این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها

ناکارآمدی نهادهای خانواده و مدرسه: مطالعه‌ای درباره زندانیان مرد زندان‮پذیر شده ‬‬

دوره 10، شماره 35، بهار 1402، صفحه 1-40

https://doi.org/10.22054/rjsw.2023.72094.654

شهمیر صاحبی، سهیلا علیرضانژاد، حبیب کریمیان

چکیده این مقاله در پی پاسخگویی به این پرسش است که «زندانیان مرد زندان‮پذیر شده چگونه نهادهای خانواده و مدرسه را تجربه کرده‮اند؟ آیا این تجربه آنان را به انحراف سوق داده است؟‬‬» این پژوهش با استفاده از رهیافت کیفی نظریه بنیانی انجام شده است وگردآوری اطلاعات از طریق مشاهده و مصاحبه‌های نیمه‌ساخت یافته با ۲۰ نفر از زندانیان مرد 33 تا 05سال که تجربه ارتکاب جرم و بازگشت مجدد به زندان را داشتند، انجام شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که زندانیان مرد که بارها به زندان بازگشته‌اند در دو الگوی پارادایمی متفاوت «نوجوانان سرگشته» و «جاه‌طلب‌های بی ابزار» قرار می‌گیرند. هر دو پارادایم حکایت از ناکارآمدی نهادهای خانواده و مدرسه دارد. حاصل هر دو پارادایم زندان‌پذیری است. در پارادایم اول، خانواده و مدرسه به عنوان نهادهای اصلی اجتماعی کننده فرد، آمادگی لازم را برای مواجهه با هیجانات شدید دوران نوجوانی در فرد ندارند. در پارادایم دوم، فرد هیجانات دوران نوجوانی را آسان‌تر طی می‌کند اما در عین حال آماده مواجهه با چالش‌های جدیدتر در خانواده، شغل و تحصیلات نیست. نکته مهم آن است که همه افراد زندان‌پذیر شده لزوما از درون خرده‌فرهنگ بزهکار ظاهر نشده‌اند، بلکه ناکارآمدی نهادهای خانواده، مدرسه و اجتماع محلی منجر به آن شده‌است که فرآیند جامعه‌پذیری افراد حتی در خانواده‌های به‌هنجار ناقص و ناکارا باشد. در این میان سازمان رسمی زندان تنها فرآیند جامعه‌پذیری ناکارآمد را تکرار و سازمان غیررسمی زندان، نهایتا اجتماعی را که فرد به آن احساس تعلق دارد در اختیار او قرار می‌دهد.‬‬

لایه‌های پنهان محرومیت مادی از تجربه زیسته کودکان فقیر

دوره 6، شماره 22، زمستان 1398، صفحه 1-36

https://doi.org/10.22054/rjsw.2021.58375.469

فائزه زارعی، سهیلا علیرضانژاد

چکیده به طور تاریخی فقر کودک مترادف با فقر خانواده بوده و با استفاده از روش‌های کمی و سنجش سطح درآمد خانواده برآورد می‌شد اما در این مقاله با استفاده از روش کیفی در پی شناخت تجربه زیسته کودکان هستیم. پرسش اصلی مقاله این است که کودکان محرومیت مادی را در چه ابعادی تجربه می‌کنند؟ در این مقاله از روش قوم نگاری برای گردآوری اطلاعات از ۳۰ کودک ۱۰ تا ۱۷ ساله که زندگی توامان با فقر را تجربه کرده‌اند، استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی عرفی انجام شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که کودکان محرومیت مادی را به صورت یک کلاف درهم پیچیده که دارای لایه‌های بیرونی و درونی است،‌ در مواجهه با همسالانشان تجربه می‌کنند. بیرونی‌ترین لایه محرومیت مادی، نداشتن لباس مناسب و درونی‌‌ترین آن نداشتن غذای کافی است. با وجود آنکه نداشتن غذا اثرات جسمی جبران ناپذیری بر روی کودکان دارد اما به دلیل پنهان بودن نوع غذای مصرفی از چشم دیگران، غذا نسبت به لباس از اهمیت کمتری برخوردار است. در فاصله بین این دو سطح، موارد دیگری از محرمیت مادی مانند تمایل به مالکیت فضای خصوصی و اشیا و نیز زندگی در مسکن مناسب و دور از مشکلات خانوادگی مطرح هستند.

جنسیت، فهم از درد و رفتار بیماری: مطالعه‌ای در شهر سمنان

دوره 6، شماره 20، تابستان 1398، صفحه 1-42

https://doi.org/10.22054/rjsw.2021.58693.477

آذر درویش، سهیلا علیرضانژاد

چکیده پرسش اصلی این مقاله آن است که رابطه جنسیت با درک از درد و مواجهه با آن چگونه است؟ برای پاسخ به این پرسش از رهیافت داده بنیان و تکنیک مصاحبه نیمه ساخت یافته استفاده شد. حجم نمونه 34 نفر بود که با نمونه گیری هدفمند و نظری در دو محله تعاون و سعدی در شهر سمنان انجام شد. یافته‌ها نشان دادکه مقوله درد در چهار پارادایم سنتی (رفتار بهداشتی سنتی)، بدن زیبا و متناسب (رفتار بهداشتی مدرن)، بدن به مثابه ابزار، بازگشت به طبیعت (رفتار سلامتی پسامدرن) شناسایی شد. از نظر زنان به ویژه در پارادایم سنتی و بدن به مثابه ابزار بسیاری از دردها طبیعی بوده و کاملا زنانه است. آنان این دردها را تحمل می‌کنند. مردان به درد طبیعی باور ندارند. درد تحمیلی بین هر دو جنس دیده می‌شود. درزنان فهم تحمیلی از درد وجود دارد و آن‌را به ماهیت زنانه خود مربوط می‌دانند؛ اما مردان درد تحمیلی را با نقش نان‌آوری خود مرتبط می‌دانند. زنان در پارادایم بدن زیبا و متناسب دردهای زنانه را تحمیلی می‌دانند و سعی‌ می‌کنند در مقابل آن مقاومت ‌کنند. زنان در پاردایم سنتی درد زنانه را طبیعی دانسته، آن‌را پذیرفته و تحمل می‌کنند. در پاردایم بازگشت به طبیعت نیز درد انکار شده و به مثابه نوعی آگاهی تلقی می‌شود.