این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
شفیعه قدرتی؛ فاطمه یاوری؛ حسین قدرتی
چکیده
این پژوهش به بررسی تجربه خشونت خانوادگی علیه زنان افغانستان، در بستر سقوط دولت در مرداد ۱۴۰۰ و حاکمیت دوباره طالبان میپردازد. با بهکارگیری رویکرد کیفی و استفاده از روش نظریه زمینهای، دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۲۰ زن افغانستانی گردآوری شده است. اطلاعات توسط نمونهگیری هدفمند جمعآوری و تحلیل دادهها بهوسیله ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی تجربه خشونت خانوادگی علیه زنان افغانستان، در بستر سقوط دولت در مرداد ۱۴۰۰ و حاکمیت دوباره طالبان میپردازد. با بهکارگیری رویکرد کیفی و استفاده از روش نظریه زمینهای، دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۲۰ زن افغانستانی گردآوری شده است. اطلاعات توسط نمونهگیری هدفمند جمعآوری و تحلیل دادهها بهوسیله کدگذاری باز، محوری و گزینشی بر اساس رهیافت اشتراوس و کوربین صورت گرفت. مصاحبهها به ۲۰۰ مفهوم، ۱۷ مقوله محوری و یک مقوله هستهای کدگذاری شد. مدل پارادایمی پژوهش بر اساس شرایط علّی، راهبردها و پیامدها شکل گرفت و مقوله هستهای نهایی، «تشدید خشونت خانگی در شرایط آنومیک نوپدید» شناسایی شد. از نظر زنان افغانستانی، بازگشت طالبان باعث افزایش محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی گردیده و این امر به تشدید خشونت خانگی منجر شده-است. این مطالعه برای اولین بار از مدل پارادایمی جامع جهت تحلیل تأثیرات سیاسی بر خشونت خانگی استفاده نموده و بیان میدارد که شرایط جدید سیاسی منجر به تقویت قوانین سنتی، ساختارهای مردسالارانه و فشارهای اقتصادی شده که این عوامل بر افزایش خشونت خانگی تأثیرگذار بودهاند. زنان نیز با استفاده از راهبردهای مدارا مدارانه و پیشگیرانه جهت کاهش خشونت اقدام نمودهاند. این نتایج، ضرورت برنامههای حمایتی و آگاهیبخشی را برای کاهش خشونت خانگی آشکار مینماید.
محمدحسین شریفی ساعی
چکیده
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل خودکشی و همسرکشی در دوران قاجار بوده است. این مطالعه با روش تحلیل محتوا (کمی و کیفی) انجام گرفته است. متن مورد تحلیل، «گزارشهای نظمیه از وضعیت محلات تهران در عصر ناصری» بود. در بخش تحلیل محتوای کیفی، مقولهها و مضامین مرتبط با خودکشی و همسرکشی در گزارشهای نظمیه از عصر قاجار، مورد شناسایی و طبقهبندی ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل خودکشی و همسرکشی در دوران قاجار بوده است. این مطالعه با روش تحلیل محتوا (کمی و کیفی) انجام گرفته است. متن مورد تحلیل، «گزارشهای نظمیه از وضعیت محلات تهران در عصر ناصری» بود. در بخش تحلیل محتوای کیفی، مقولهها و مضامین مرتبط با خودکشی و همسرکشی در گزارشهای نظمیه از عصر قاجار، مورد شناسایی و طبقهبندی قرار گرفتند. در بخش تحلیل محتوای کمی نیز، به شمارش فراوانی خودکشیها برحسب جنسیت، محل سکونت و علت خودکشی اقدام شد. یافتهها نشان داد که خودکشی در عصر قاجار، پدیدهای فراگیر است. در تمام موارد (بهجز یک مورد) ابزار خودکشی بین مردان و زنان، «خوردن تریاک» بود. با این حال، تفاوتهای جنسیتی متعددی در الگوهای خودکشی وجود داشت. در عصر قاجار، زنان، بیشتر از مردان «اقدام به خودکشی» میکردند ولی میزان «خودکشیهای منجر به مرگ»، در مردان، بیشتر از زنان بود. از طرفی، «فقر اقتصادی»، مهمترین عاملی بود که مردان را به کام خودکشی میکشاند. نیمی از خودکشی مردان، ناشی از فقر اقتصادی بود. این در حالی است که مهمترین عاملی که زنان را به ورطه خودکشی میرساند تجربه «خشونت خانگی» بود. هیچ زنی به دلیل مسائل اقتصادی خودکشی نکرده بود. غالب زنان بعد از نزاع و درگیری با همسر خویش و احساس استیصال از تغییر وضعیت موجود، در خانه شوهر خودکشی میکردند. همچنین الگوی همسرکشی نیز از جنس «شوهرکشی» بود و نه زنکشی. برطبق گزارشهای نظمیه، هیچ مردی، اقدام به همسرکشی نکرده بود. این در حالی است که موارد متعددی از گزارش شوهرکشی توسط زنان ثبت گردیده است.
شیرین یکه کار؛ سید احمد حسینی حاجی بکنده
چکیده
قرار گرفتن در معرض خشونت خانگی، آسیبهای متعدد جسمی و روانی برای زنان به همراه دارد. برنامهریزی اجتماعی برای مقابله با این مسئله اجتماعی نیازمند شناسایی دقیق آن و زمینههای فرهنگی شکلدهنده آن است. بر این اساس هدف از انجام این پژوهش پاسخ به این سؤال است که ویژگیهای خشونت علیه زنان در خانواده و نیز عوامل فرهنگی زمینهساز آن ...
بیشتر
قرار گرفتن در معرض خشونت خانگی، آسیبهای متعدد جسمی و روانی برای زنان به همراه دارد. برنامهریزی اجتماعی برای مقابله با این مسئله اجتماعی نیازمند شناسایی دقیق آن و زمینههای فرهنگی شکلدهنده آن است. بر این اساس هدف از انجام این پژوهش پاسخ به این سؤال است که ویژگیهای خشونت علیه زنان در خانواده و نیز عوامل فرهنگی زمینهساز آن کدام است. نمونه مورد بررسی شامل 31 نفر از زنان خشونت دیده 15 تا 65 ساله شهر تهران است که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدهاند. اطلاعات مورد نیاز از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ایشان جمعآوری گردید. روش انجام پژوهش روش تحلیل مضمونی بوده است. زنان خشونت دیده برای پدیده خشونت خانگی علیه زنان چهار ویژگی چرخهای بودن، افزایش تدریجی تا مرحله جدایی و یا طلاق عاطفی، اجتناب ناپذیر بودن و همراه بودن خشونت جسمی با انواع دیگر خشونت را برشمردند. مضمونهای فرهنگی اصلی شناساییشده شامل مضمون اصلی مردسالاری (مضمونهای فرعی جامعهپذیری جنسیتی، سلب قدرت تصمیمگیری از زنان و درونی سازی ستم) و مضمون اصلی نگرشهای فرهنگی نادرست (طلاق تابوی اجتماعی، خشونت موضوعی مربوط به حوزه خصوصی خانواده و تحمل خشونت در هر شرایطی) بودند.