این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
منصور فتحی؛ محدثه بابامحمدی؛ حمیده عادلیان
چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی چالشها و موانع طرحهای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر سنندج، با روش کیفی از نوع تحلیل تماتیک و با بهرهگیری از روش نمونهگیری هدفمند، انجام شده است. مشارکت کنندگان 10 نفر از کارشناسانی هستند که با سازمان بهزیستی همکاری دارند، همچنین 15 نفر از زنان سرپرست خانواری که تحت پوشش سازمان ...
بیشتر
این پژوهش با هدف شناسایی چالشها و موانع طرحهای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر سنندج، با روش کیفی از نوع تحلیل تماتیک و با بهرهگیری از روش نمونهگیری هدفمند، انجام شده است. مشارکت کنندگان 10 نفر از کارشناسانی هستند که با سازمان بهزیستی همکاری دارند، همچنین 15 نفر از زنان سرپرست خانواری که تحت پوشش سازمان بهزیستی هستند و از برنامهها و خدمات توانمندسازی استفاده کردهاند. به منظور گردآوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختارمند و برای تحلیل اطلاعات، از روش تحلیل تماتیک استفاده شده است. از تحلیل اطلاعات، پنج مضمون اصلی و یازده مضمون فرعی به دست آمد. مضامین اصلی شامل: شکاف ارتباطی، چالشهای فرآیندی، موانع اقتصادی، عوامل ناتوانساز محیطی و عوامل ساختاری است. که چهارمضمون اول به صورت مشترک هم در بین کارشناسان و هم در بین زنان سرپرست خانوار مطرح شده است و مضمون آخر تحت عنوان عوامل ساختاری تنها توسط کارشناسان مطرح شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که با وجود تلاشهای سازمان بهزیستی برای ارائه طرحها و برنامههای توانمندسازی برای زنان سرپرست خانوار، این طرحها با چالشها و مشکلاتی مختلفی مواجه هستند؛ ضعف در انجام کار حرفهای، تسهیل نشدن شرایط اشتغالزایی، ناکارآمدی آموزش، بی پشتوانگی مالی طرحها، عوامل فرهنگی و اجتماعی، بروکراسی اداری و همکاری ضعیف بین سازمانی از جمله موانع و چالشهای برنامهها هستند.
مجید هوشمند؛ ستار پروین؛ شهرام ابراهیمی
چکیده
فقدان پدر و شکل گیری خانواده های تک والدی با مسئولیت زنان سرپرست خانوار به مثابه یک مسئله اجتماعی پیامد های عاطفی، اجتماعی و اقتصادی برای کودکان داشته که این مقاله با هدف فهم فرایند رشدی این کودکان تلاش دارد راهبردی برای بهبود وضعیت آنها ارائه دهد. پژوهش حاضر کیفی و از نوع نظریه مبنایی بوده که طی مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 25 نفر ...
بیشتر
فقدان پدر و شکل گیری خانواده های تک والدی با مسئولیت زنان سرپرست خانوار به مثابه یک مسئله اجتماعی پیامد های عاطفی، اجتماعی و اقتصادی برای کودکان داشته که این مقاله با هدف فهم فرایند رشدی این کودکان تلاش دارد راهبردی برای بهبود وضعیت آنها ارائه دهد. پژوهش حاضر کیفی و از نوع نظریه مبنایی بوده که طی مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 25 نفر از زنان سرپرست خانوار دارای فرزندان زیر 12 سال سن، با روش نمونه گیری هدفمند و نظری انجام شده است. پس از تحلیل دادهها، در حوزه علی مقوله های: فقر مرکب، چتر حمایتی شکسته، فردا هراسی، سلامت ناپایدار و احساس درماندگی، درشرایط زمینه ای: نابرابری اجتماعی، ناکارآمدی نظام رفاه اجتماعی، انگ اجتماعی، تبعیض جنسیتی، محیط آسیب زا، دگر اندیشی نسلی و در ارتباط با عوامل مداخله ای: غنی نبودن اوقات فراغت ، محرومیت ، آرزوهای سرکوب شده، اعتیاد مجازی، تاثیر همسالان و احساس ناامنی استخراج شد. تجربه مشترک زنان سرپرست خانوار در ارتباط با کودکان در مقوله محوری"دغدغه رشد و همنوایی کودک" قابل توصیف بوده و بکارگیری استراتژی های انطباقی نیز پیامد های مثبت و منفی دارد. بر این اساس از منظر پیشگیریرشدمدار فشارهای اقتصادی و اجتماعی وارده بر زنان سرپرست خانوار از عوامل خطر در مسیر رشد کودکان بوده و می تواند موجب هنجار گریزی آنان شود. در نتیجه برای مصونیت اجتماعی این کودکان، از یک سو توجه به مداخلات مبتنی بر پیشگیری رشد مدار و از سوی دیگر تلاش در جهت کاهش فشارهای اقتصادی و اجتماعی وارده بر زنان ضروری است.
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
احمد دراهکی؛ مهتاب محمدخانی
چکیده
زنان سرپرست خانوار در بسیاری از موارد بیش از آن که از نظر مادی آسیبپذیر باشند، از نظر روانی و اجتماعی آسیبپذیر هستند. این امر توجه به مسئله سلامت زنان سرپرست خانوار به ویژه سلامت اجتماعی آنها را ضروری میسازد. در این راستا پژوهش حاضر با انتخاب نمونهای بالغ بر حدود 589 نفری از زنان سرپرست خانوار در شهر تهران به صورت خوشهای چند مرحله ...
بیشتر
زنان سرپرست خانوار در بسیاری از موارد بیش از آن که از نظر مادی آسیبپذیر باشند، از نظر روانی و اجتماعی آسیبپذیر هستند. این امر توجه به مسئله سلامت زنان سرپرست خانوار به ویژه سلامت اجتماعی آنها را ضروری میسازد. در این راستا پژوهش حاضر با انتخاب نمونهای بالغ بر حدود 589 نفری از زنان سرپرست خانوار در شهر تهران به صورت خوشهای چند مرحله سعی نمود به بررسی سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار و عوامل تعیین کننده آن بپردازد. نتایج نشان دهنده آن است که زنان سرپرست خانوار مورد مطالعه به لحاظ سلامت اجتماعی در وضعیت مطلوبی قرار ندارند. در بین ابعاد مختلف سلامت اجتماعی، انسجام اجتماعی و پذیرش اجتماعی وضعیت بغرنجتری در زنان سرپرست خانوار مورد مطالعه دارند. نتایج تحلیل چند متغیره نشان داد که بیشترین تاثیر را بر سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار متغیرهای اجتماعی- شامل تحصیلات، حمایت اجتماعی، فشار نفش و احساس امنیت در تعاملات اجتماعی- ایفا میکنند. در مجموع با ورود همه متغیرهای به مدل رگرسیونی متغیرهای سطح سلامت جسمانی، سطح حمایت اجتماعی، سطح تحصیلات، سطح فشار نقش، نوع مالکیت مسکن و سطح احساس ناامنی اقتصادی در سالهای اخیر معنیداری خود را حفظ کردهاند. راهکارهای سیاستی برخاسته از پژوهش در متن حاضر آمده است.
سید مهدی اعتمادی فرد؛ سید حسن حسینی؛ الهام ساوالانپور
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی کژکارکردهای سیاستهای حمایتی در زنان سرپرست خانوار تحت پوشش دو نهاد حمایتی کمیته امداد امام خمینی و سازمان بهزیستی انجام شده است. در این پژوهش با به کارگیری مفهوم طرد اجتماعی، به بررسی جامعهشناختی مسئلۀ تحقیق پرداخته شده است. روش تحقیق نظریه زمینهای بوده و 36 مصاحبۀ عمیق و نیمه ساختار یافته با دو گروه از پاسخگویان، ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی کژکارکردهای سیاستهای حمایتی در زنان سرپرست خانوار تحت پوشش دو نهاد حمایتی کمیته امداد امام خمینی و سازمان بهزیستی انجام شده است. در این پژوهش با به کارگیری مفهوم طرد اجتماعی، به بررسی جامعهشناختی مسئلۀ تحقیق پرداخته شده است. روش تحقیق نظریه زمینهای بوده و 36 مصاحبۀ عمیق و نیمه ساختار یافته با دو گروه از پاسخگویان، مشتمل بر مددجویان و متخصصین انجام شده است. پس از سنخ شناسی سه گانۀ طرد اجتماعی و گونه های وابستگی متناظر با آن پدیدۀ مرکزی مبتنی بر یافته های پژوهش تحت عنوان "وابستگی منفعلانه" برساخت شده است. مهمترین علل اصلی این پدیده در چهار مقولۀ "طرد مزمن" ، "جامعه پذیری وابسته پرورِ زنان" ، "درجاماندگی سیستم حمایتی" و "کلیشه سازی زن سرپرست خانوار" شناخته شده اند. شرایط زمینهای تحت عنوان "سیاسی شدن حمایتها" و "شرایط فزایندۀ فراوانیِ زنان سرپرست خانوار " مقولهبندی شدهاند. شرایط مداخلهگر نیز تحت مقولههای" سوء مدیریت" و "نقص قوانین" بر ساخت شدهاند.راهبردهای اصلی در سه مقوله "بازاندیشی سوداگرانه" ، "ناتوان نمایی" و "طرد خودخواسته" مقوله بندی شده اند و پیامدهای این پدیده نیز در دو مقوله "مطالبهگری مستمر" و " اشتغالگریزی" صورتبندی شدهاند. در این پژوهش مددجویانی که طرد مزمن و بیننسلی را تجربه کردهاند، ظرفیت بالایی برای وابستگی منفعلانه به حمایتها- به عنوان اصلی ترین کژکارکرد سیاستهای حمایتی- دارند و شایسته است در اتخاذ سیاستهای حمایتی برای مطرودین مزمن متناسب با وضعیت طردشدگی آنان، نسبت به پیشگیری و کنترل وابستهشدن به حمایتها و رسوب در سیستم حمایتی برای این افراد تمهیداتی اندیشیده شود.
زهرا فتوحی؛ آزاده چوب فروش زاده؛ یاسر رضاپور
چکیده
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش توانمندسازی اطلاعاتی-انگیزشی در حوزۀ کارآفرینی بر خودکارآمدی در تصمیم گیری شغلی و امید به زندگی زنان سرپرست خانوار انجام شد.پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از طرح های پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. تعداد 22 نفر از زنان سرپرست خانوار مراجعه کننده به کمیته امداد امام خمینی(ره) اردکان در بهار 1398 ...
بیشتر
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش توانمندسازی اطلاعاتی-انگیزشی در حوزۀ کارآفرینی بر خودکارآمدی در تصمیم گیری شغلی و امید به زندگی زنان سرپرست خانوار انجام شد.پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از طرح های پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. تعداد 22 نفر از زنان سرپرست خانوار مراجعه کننده به کمیته امداد امام خمینی(ره) اردکان در بهار 1398 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند؛ به طوری که هر گروه شامل 11نفر بود. گروه آزمایش 8 جلسه آموزش بر اساس پروتکل مولفه های توانمندسازی روانشناختی بر مبنای نظریه توماس وولتهوس(1990)، دریافت کردند؛ در حالی که به گروه کنترل هیچ مداخله ای داده نشد. برای ارزیابی آزمودنی ها از پرسشنامه خودکارآمدی در تصمیم گیری شغلی تیلور و بتز(1983) و پرسشنامه امید به زندگی اسنایدر(1991)، استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش توانمندسازی اطلاعاتی انگیزشی در حوزۀ کارآفرینی، برافزایش خودکارآمدی در تصمیم گیری شغلی و امید به زندگی زنان سرپرست خانوار، تاثیر معنادار داشته است.از آنجا که آموزش توانمندسازی اطلاعاتی- انگیزشی در حوزۀ کارآفرینی، بر خودکارآمدی در تصمیم گیری شغلی و امید به زندگی زنان سرپرست خانوار موثر بود؛ اجرای این مداخله برای زنان سرپرست خانوار در نهادهای حمایتی و در ابعاد وسیع تر به منظور پیشگیری ازآسیب بیشتر به این زنان، پیشنهاد می شود.
سیدرضا جوادیان؛ مهرناز السادات حیدرپور یزدی؛ سیده مریم بهزادمنش
چکیده
چکیده این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش هوش معنوی بر تابآوری زنان سرپرست خانوار کمیته امداد امام خمینی (ره) انجامشده است. این تحقیق یک مطالعه نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد امام خمینیشهر یزد در سال 1395 بود. از میان این زنان تعداد 30 نفر با روش نمونهگیری ...
بیشتر
چکیده این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش هوش معنوی بر تابآوری زنان سرپرست خانوار کمیته امداد امام خمینی (ره) انجامشده است. این تحقیق یک مطالعه نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد امام خمینیشهر یزد در سال 1395 بود. از میان این زنان تعداد 30 نفر با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و سپس بهطور تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه گمارده شدند. جهت گردآوری اطلاعات، پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون (2003) مورد استفاده قرار گرفت. بعد از انجام پیشآزمون، گروه آزمایش در 8 جلسه هفتگی 90 دقیقهای، آموزش هوش معنوی بر اساس بسته آموزشی بوول (2004) دریافت کرد. آنگاه پسآزمون برای هردو گروه اجرا شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش هوش معنوی باعث افزایش معنادار میانگین نمرات تمام مؤلفههای تابآوری (استحکام شخصی، مهار و روابط ایمن) به جزء اعتماد به غرایز در زنان سرپرست خانوار شده است.
حسین یحیی زاده پیر سرایی؛ زهرا نادری ملک
چکیده
چکیده زنان سرپرست خانوار بهعنوان یکی از گروههای آسیبپذیر در جوامع با مسائل و مشکلات فردی، خانوادگی و اجتماعی زیادی دستبهگریبان هستند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله مددکاری اجتماعی گروهی با رویکرد شناختی – رفتاری برتابآوری زنان سرپرست خانوار است و روش این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با ...
بیشتر
چکیده زنان سرپرست خانوار بهعنوان یکی از گروههای آسیبپذیر در جوامع با مسائل و مشکلات فردی، خانوادگی و اجتماعی زیادی دستبهگریبان هستند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله مددکاری اجتماعی گروهی با رویکرد شناختی – رفتاری برتابآوری زنان سرپرست خانوار است و روش این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل میباشد. جمعیت آماری این پژوهش شامل زنان سرپرست خانوار تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) استان قم بوده و از طریق روش تصادفی ساده 36 نفر از آنان انتخاب شدند. مداخله مددکاری اجتماعی گروهی با رویکرد شناختی – رفتاری در 12 جلسه و هر جلسه 90 دقیقه برای گروه آزمایش انجام گرفت. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه جمعیت شناختی و پرسشنامه تابآوری سیکسبی (2005) استفادهشده است. برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی و آمار استنباطی آزمون کولموگروف اسمیرنوف و تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد بین میزان تابآوری زنان سرپرست خانوار در قبل و بعد از مداخله تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارتی تفاوت معناداری در زیرمقیاسهای تابآوری (معنا دادن بهسختی ها، نگرش مثبت، تعالی و معنویت، انعطافپذیری، حل مسئله فعال، ارتباطات، منابع اقتصادی و اجتماعی، شفافیت و بیان احساسات) بین زنان سرپرست خانوار در قبل و بعد از مداخله وجود دارد. همچنین 93 درصد از تغییرات تابآوری در گروه آزمایش بهوسیله برنامه آموزشی رویکرد شناختی – رفتاری صورت گرفته است. بنابراین بهکارگیری گستردهتر این نوع مداخله توسط متخصصان، میتواند بر توانمندسازی و بهبود سطح زندگی زنان سرپرست خانوار مؤثر باشد.
اصغر جعفری؛ سیدمجید حسینی؛ میترا فاضلی
چکیده
چکیده پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی خودآگاهی و مدیریت هیجانها در افزایش تابآوری و شادکامی زنان سرپرست خانوارانجام شد. جامعه آماری زنان سرپرست خانوار مراجعه کننده بهخانههای سلامت در منطقه 18شهر تهران بودند.30 آزمودنی به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروههای آزمایش (n1=15) و کنترل (n2=15) ...
بیشتر
چکیده پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی خودآگاهی و مدیریت هیجانها در افزایش تابآوری و شادکامی زنان سرپرست خانوارانجام شد. جامعه آماری زنان سرپرست خانوار مراجعه کننده بهخانههای سلامت در منطقه 18شهر تهران بودند.30 آزمودنی به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروههای آزمایش (n1=15) و کنترل (n2=15) جایگزین شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی بود. تابآوری و شادکامی همه آزمودنیها در مرحله پیش آزمون بوسیله پرسشنامههای تابآوری و شادکامی اندازهگیری شدند. مهارتهای خودآگاهی و مدیریت هیجان در 14 جلسه به شرکت کنندگان در گروه آزمایش آموزش داده شد. تابآوری و شادکامی همه آزمودنیها در مراحل پسآزمون و پیگیری اندازهگیری شدند و دادهها بوسیله آزمون تحلیل کوواریانس و t استودنت تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی، خودآگاهی و مدیریت هیجانها میتوانند سطح تابآوری وشادکامی زنان سرپرست خانوار را به طور معناداری افزایش دهند (01/0>P). همچنین نتایج نشان داد که اثر مداخلات در مرحله پیگیری ماندگار بوده است. نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد میکند که آموزش مهارتهای خودآگاهی و مدیریت هیجانها روش روانی- آموزشی مناسبی برای افزایش سطح تابآوری و شادکامی زنان سرپرست خانوار میباشد. بنابراین به منظور ارتقاء سطح تابآوری و شادکامی زنان سرپرست خانوار، لازم است زمینه بکارگیری مهارتهای خودآگاهی و مدیریت هیجانها فراهم شود.