فرصتها و تهدیدهای ناشی از داشتن فرزند ناشنوا و آثار آن بر بهزیستی روانشناختی مادران: بر اساس رویکرد پدیدارشناسی
دوره 12، شماره 43، بهار 1404، صفحه 167-188
https://doi.org/10.22054/rjsw.2026.87907.838
علی اصغر دادمهر، محمد عاشوری
چکیده حمایت والدین به عنوان امری حیاتی برای آموزش و تحول کودکان ناشنوا شناخته میشود. مشارکت والدین بهطور مثبت بر بهزیستی فرزند ناشنوای خود تأثیر میگذارد. این پژوهش بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و هدف از اجرای آن، بررسی تجربه زیسته فرصتها و تهدیدهای فرزند ناشنوا از دیدگاه مادران شنوا بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مادران دانشآموزان ناشنوا در سال تحصیلی 1404-1403 در شهر قم میشد. حجم نمونه بر اساس اشباع نظری، یازده نفر از مادران دانشآموزان ناشنوا بود. برای جمعآوری دادهها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده و تجربههای زندگی شرکتکنندگان بررسی شد. برای تحلیل مصاحبهها از روش کلایزی استفاده شد. نتایج مصاحبهها پس از استخراج موضوعی و طبقهبندی در پنج مقوله اصلی تحت عنوان پذیرش کودک توسط والدین، آگاهی والدین، مداخله زودهنگام، مهارتهای ارتباطی و ابراز هیجان طبقهبندی شدند. در مجموع، واکاوی تجربه زیسته مادران شنوای دارای فرزند ناشنوا نشان داد که آنها به روشهای مختلفی تحت تاثیر وضعیت ناشنوایی فرزند خود قرار میگیرند و وضعیت فرزند میتواند بهزیستی روانشناختی والدین را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین از این مقولهها میتوان به منظور تدوین برنامههای آموزشی در جهت بهبود بهزیستی روانشناختی والدین دارای فرزند ناشنوا استفاده کرد.
اثربخشی روایت درمانی بر بهزیستی روانشناختی و تاب آوری مادران کودکان با نیازهای ویژه
دوره 11، شماره 42، زمستان 1403، صفحه 143-173
https://doi.org/10.22054/rjsw.2025.86237.823
امین تقی پور، مجید داداش زاده، علی اقبالی
چکیده مواجهه مادران کودکان با نیازهای ویژه با چالشهای عاطفی و روانی میتواند به کاهش بهزیستی روانشناختی و تابآوری آنها منجر شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی روایتدرمانی بر بهزیستی روانشناختی و تابآوری مادران کودکان با نیازهای ویژه در شهرستان بناب بود. این مطالعه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل مادران کودکان با نیازهای ویژه در شهرستان بناب بود که از میان آنها 40 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 10 جلسه روایتدرمانی دریافت کردند، درحالیکه گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (1989) و مقیاس تابآوری کانر و دیویدسون (2003) بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که روایتدرمانی بهطور معناداری به افزایش بهزیستی روانشناختی و تابآوری در گروه آزمایش کمک کرده است. بر اساس یافتهها، روایتدرمانی میتواند به عنوان روشی مؤثر در حمایت از مادران کودکان با نیازهای ویژه، در بهبود تابآوری و ارتقاء بهزیستی روانشناختی آنها به کار گرفته شود.
