این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
منصور فتحی؛ محدثه بابامحمدی؛ حمیده عادلیان
چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی چالشها و موانع طرحهای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر سنندج، با روش کیفی از نوع تحلیل تماتیک و با بهرهگیری از روش نمونهگیری هدفمند، انجام شده است. مشارکت کنندگان 10 نفر از کارشناسانی هستند که با سازمان بهزیستی همکاری دارند، همچنین 15 نفر از زنان سرپرست خانواری که تحت پوشش سازمان ...
بیشتر
این پژوهش با هدف شناسایی چالشها و موانع طرحهای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر سنندج، با روش کیفی از نوع تحلیل تماتیک و با بهرهگیری از روش نمونهگیری هدفمند، انجام شده است. مشارکت کنندگان 10 نفر از کارشناسانی هستند که با سازمان بهزیستی همکاری دارند، همچنین 15 نفر از زنان سرپرست خانواری که تحت پوشش سازمان بهزیستی هستند و از برنامهها و خدمات توانمندسازی استفاده کردهاند. به منظور گردآوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختارمند و برای تحلیل اطلاعات، از روش تحلیل تماتیک استفاده شده است. از تحلیل اطلاعات، پنج مضمون اصلی و یازده مضمون فرعی به دست آمد. مضامین اصلی شامل: شکاف ارتباطی، چالشهای فرآیندی، موانع اقتصادی، عوامل ناتوانساز محیطی و عوامل ساختاری است. که چهارمضمون اول به صورت مشترک هم در بین کارشناسان و هم در بین زنان سرپرست خانوار مطرح شده است و مضمون آخر تحت عنوان عوامل ساختاری تنها توسط کارشناسان مطرح شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که با وجود تلاشهای سازمان بهزیستی برای ارائه طرحها و برنامههای توانمندسازی برای زنان سرپرست خانوار، این طرحها با چالشها و مشکلاتی مختلفی مواجه هستند؛ ضعف در انجام کار حرفهای، تسهیل نشدن شرایط اشتغالزایی، ناکارآمدی آموزش، بی پشتوانگی مالی طرحها، عوامل فرهنگی و اجتماعی، بروکراسی اداری و همکاری ضعیف بین سازمانی از جمله موانع و چالشهای برنامهها هستند.
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
شورش لطفی؛ حمیده عادلیان راسی؛ شیرین احمدنیا
چکیده
پژوهش با هدف کسب شناخت از مددکاری اجتماعی ورزشی، گروههای هدف، فیلدهای کاری این حوزه، نقشهای حرفهای و همچنین اصول و ارزشهای حرفهای مددکاران اجتماعی ورزشی انجام شده است. با استفاده از روش مرور دامنهای، مفهوم مددکاری اجتماعی ورزش در تاریخ 29 مردادماه 1403 در پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی Scopus، WOS، پایگاههای اطلاعاتی ملی نورمگز، ...
بیشتر
پژوهش با هدف کسب شناخت از مددکاری اجتماعی ورزشی، گروههای هدف، فیلدهای کاری این حوزه، نقشهای حرفهای و همچنین اصول و ارزشهای حرفهای مددکاران اجتماعی ورزشی انجام شده است. با استفاده از روش مرور دامنهای، مفهوم مددکاری اجتماعی ورزش در تاریخ 29 مردادماه 1403 در پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی Scopus، WOS، پایگاههای اطلاعاتی ملی نورمگز، SID، مگیران، ISC، مجله Sport social work، موتورهای جستجو و سایتهای مرتبط با مددکاری اجتماعی ورزش بدون محدودیت زمانی جستجو و ۷۳ رکورد علمی شناسایی و تحلیل شد. نمونهگیری با بررسی عنوان و چکیده مستندات انجام شد و مطالعاتی که به طور همزمان به مددکاری اجتماعی و ورزش/ورزشکار پرداخته وارد بررسی و منابع غیرمرتبط، غیرانگلیسی، فاقد متن کامل یا مربوط به گروههای غیرورزشکار از بررسی خارج شدند. براساس یافتههای پژوهش مددکاری اجتماعی ورزشی در فیلدهای آموزش، پژوهش، مداخلات حرفهای، کارورزی ورزشی و سیاستگذاری در حال رشد است. نقشها و فعالیتهای مددکاران اجتماعی ورزشی در سه سطح خرد، سطح میانی و سطح کلان طبقهبندی و در سطح خرد نقشهای مشاور، حمایتی، درمانگر، توانمندساز، آموزشگر؛ در سطح میانی نقشهای میانجی، مربی، تقویتکننده همکاری بین حرفهای، گروه درمانگر، پشتیبان، توانمندساز مربیان ورزشی؛ و در سطح کلان نقشهای سیاستگذار، توسعهدهنده برنامههای ورزشی جامعه، راهنما، کنشگر اجتماعی، برنامهریز اجتماعی، و سازماندهنده اجتماعی را برعهده دارند. نکته قابل توجه آنکه در ایران پژوهش علمی درباره مددکاری اجتماعی ورزشی انجام نشده است و این پژوهش با معرفی این عرصه جدید، درصدد است دریچهای نو برای اقدامات مددکاران اجتماعی در ایران در زمینه آموزش، پژوهش و فعالیتهای عملی در حوزه ورزش فراهم گردد.
این نشریه مقالات معتبر در حوزه های ذیل را به چاپ می رساند: مددکاری اجتماعی رفاه اجتماعی سلامت اجتماعی امنیت اجتماعی مسائل اجتماعی هنجارها
حمیده عادلیان راسی
چکیده
مدیریت فرآیندهای بازیابی پس از بروز بحران های طبیعی نقش حیاتی در کاهش اثرات منفی و بازگرداندن وضعیت عادی جامعه دارند. این فرآیندها نیازمند برنامهریزی دقیق، استراتژیهای مؤثر و همبستگی میان نهادهای مختلف است تا بتوان در مقابل چالشهای پس از بحران تاب آوری لازم را داشت. هدف این مطالعه شناخت چالشها و موانع در فرآیند بازیابی جسمی ...
بیشتر
مدیریت فرآیندهای بازیابی پس از بروز بحران های طبیعی نقش حیاتی در کاهش اثرات منفی و بازگرداندن وضعیت عادی جامعه دارند. این فرآیندها نیازمند برنامهریزی دقیق، استراتژیهای مؤثر و همبستگی میان نهادهای مختلف است تا بتوان در مقابل چالشهای پس از بحران تاب آوری لازم را داشت. هدف این مطالعه شناخت چالشها و موانع در فرآیند بازیابی جسمی – روانی – اجتماعی پس از بحران است. این مطالعه کیفی و با مشارکت 20 نفر از متخصصان حوزه بحران و بازیابی صورت گرفت. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمونی بود. نتایج به دو بخش اصلی تقسیم میشود: (الف) چالشها و پیچیدگیهای مسیر بازیابی و (ب) بهرهوری و پویایی سیستمهای بازیابی. در بخش نخست، با توجه به وضعیت موجود، مشکلات و موانع در فرآیند بازیابی پس از بحران تشریح شده است که شامل موانع ساختاری، مدیریتی و منابع میباشد. در بخش دوم، تمرکز بر استراتژیهای توسعه و تقویت سیستمهای بازیابی برای افزایش بهرهوری، انعطافپذیری و پویایی در مواجهه با بحرانها است. نتایج راهکارهایی جهت بهبود عملکرد و مقاومت سیستمها در آینده ارائه می دهد.
مرضیه محمدی؛ حمیده عادلیان؛ علیرضا مولا
چکیده
بررسی بهزیستی روانی-اجتماعی گرچه برای تمامی سنین واجد اهمیت زیاد است ولی کنکاش آن در دوره کودکی به دلیل پیریزی شخصیت در این سنین، اهمیت دو چندان دارد. گروه مورد نظر در مقاله حاضر کودکان مراکز نگهداری است که چالشهای بهزیستی آنها بیشتر و بررسیشان ضروریتر است. در اینجا منبع جمعآوری دادهها و یا به عبارتی جامعه پژوهشی نیز 16 نفر ...
بیشتر
بررسی بهزیستی روانی-اجتماعی گرچه برای تمامی سنین واجد اهمیت زیاد است ولی کنکاش آن در دوره کودکی به دلیل پیریزی شخصیت در این سنین، اهمیت دو چندان دارد. گروه مورد نظر در مقاله حاضر کودکان مراکز نگهداری است که چالشهای بهزیستی آنها بیشتر و بررسیشان ضروریتر است. در اینجا منبع جمعآوری دادهها و یا به عبارتی جامعه پژوهشی نیز 16 نفر از مربیان مراکز نگهداری کودکان بوده که در بهار 1401 با آنها مصاحبه شده است. روش پژوهش به صورت کیفی با استراتژی استخراج دادهها از طریق تحلیل مضمونی و ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه به شیوه مصاحبه گروهی بوده است. در مطالعه حاضر از 4 مصاحبه گروهی متمرکز نیمه ساخت یافته استفاده شده است. تجزیه و تحلیل دادهها از طریق کدگذاری سه مرحلهای مطابق روش اشتروس و کوربین بوده است. مطابق آموزههای روش کیفی برای اعتبار و صحت کار از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا مشتمل بر اعتمادپذیری، انتقالپذیری، مقبولیت و تصدیقپذیری استفاده شده است.یافتههای به دست آمده در 40 مفهوم دستهبندی و در نهایت به سه مقوله نهایی تبدیل شدهاند که مضمون اولیه از آنها انتزاع شد و در نهایت سه مضمون نهایی بنبستهای احساسی- روانی، بهزیستی اجتماعی شکننده و غلبه واقعیت منفی بر انتظار مثبت میباشند. برآمده از یافتهها میتوان گفت؛ بهزیستی روانی اجتماعی کودکان مراکز شبانهروزی وضعیت مطلوبی ندارد و مراقبت از آنها به نیازهای اولیه تقلیل پیدا کرده است و وضعیت مطلوب اکنون و آینده را در نظر نمیگیرند، لذا ضرورت دارد برنامههایی به صورت جامع با لحاظ تمامی نیازهای کودکان و توانمندی آنها بازطراحی شوند.
حامد صادق مقدم جوان؛ مرضیه قرائت خیابان؛ حمیده عادلیان
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مدل جبرانی مددکاری اجتماعی گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر سازگاری اجتماعی افراد بهبودیافته از اعتیاد انجام شده است. روش تحقیق شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون با گروه کنترل و آزمایش است. جامعه آماری این پژوهش همه افراد شرکتکننده در گروه خودیار رهپویان رهایی شعبه تهران پس از ترک اولیه ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مدل جبرانی مددکاری اجتماعی گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر سازگاری اجتماعی افراد بهبودیافته از اعتیاد انجام شده است. روش تحقیق شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون با گروه کنترل و آزمایش است. جامعه آماری این پژوهش همه افراد شرکتکننده در گروه خودیار رهپویان رهایی شعبه تهران پس از ترک اولیه سوءمصرف بوده اند. ابتدا پرسشنامه سازگاری اجتماعی توسط افراد تکمیل شد. سپس تعداد 30 نفر از افرادی که نمره سازگاری اجتماعی آنها کمتر از دیگر افراد در این گروه بود و معیارهای ورود به پژوهش را داشتند، به شکل تصادفی در دو گروه کنترل ( 15 نفر ) و آزمایش ( 15 نفر ) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت آموزش 8 جلسهای مداخله واقعیت درمانی طبق مدل جبرانی مددکاری اجتماعی گروهی قرار گرفت. پس از اتمام همه جلسات و آموزش کامل، پسآزمون ( پرسشنامه سازگاری اجتماعی ویزمن و پی کل ) بر روی هر دو گروه اجرا شد و پیگیری یک ماهه از دو گروه انجام گردید. در تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی ( تحلیل کوواریانس) استفاده شد. نتایج بررسیها نشان داد که میانگین نمرات گروه آزمایش با مداخله مدل جبرانی مددکاری اجتماعی گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر سازگاری اجتماعی افراد بهبودیافته از اعتیاد تأثیر معناداری یافته است. مطابق با یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که مدل جبرانی مددکاری اجتماعی گروهی با رویکرد واقعیت درمانی تأثیر مثبت معناداری بر سازگاری اجتماعی افراد بهبودیافته از اعتیاد دارد و این میتواند توسط مددکاران اجتماعی در حوزه اعتیاد مورد استفاده قرار گیرد.
فائزه پیازچیان لنگرودی؛ حمیده عادلیان
چکیده
چکیده هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین الگوهای ارتباطی با میزان اعتماد زناشویی در بین کاربران متأهل فضای مجازی در شهر لنگرود است. تا در ایجاد سیاستهای اجتماعی و رفاهی حوزه خانواده و گسترش برنامههایی با محوریت نقش مددکاران اجتماعی در آموزش خانوادهها در قبل و بعد از ازدواج، مورد بهرهبرداری قرار گیرد. چارچوب نظری این پژوهش را نظریات ...
بیشتر
چکیده هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین الگوهای ارتباطی با میزان اعتماد زناشویی در بین کاربران متأهل فضای مجازی در شهر لنگرود است. تا در ایجاد سیاستهای اجتماعی و رفاهی حوزه خانواده و گسترش برنامههایی با محوریت نقش مددکاران اجتماعی در آموزش خانوادهها در قبل و بعد از ازدواج، مورد بهرهبرداری قرار گیرد. چارچوب نظری این پژوهش را نظریات سیستمی، ارتباطی، اعتماد بالبی و اعتماد گیدنز تشکیل دادهاند.روش پژوهش پیمایشی بوده و دادهها از طریق شیوه نمونهگیری احتمالی از نوع خوشهای چندمرحلهای و با استفاده از پرسشنامههای اعتماد رمپل و هولمز (TS)، الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (CPQ) و پرسشنامه دموگرافیک جمعآوری شدند. حجم نمونه شامل 382 نفر از کاربران متأهل تلفن همراه و فضای مجازی شهر لنگرود است. برای تجزیهوتحلیل دادههای استنباطی از آزمونهای همبستگی خی دو، v کرامرز و گاما در نرمافزار spss نسخه 23 بهره گرفته شد.یافتهها نشان داد رابطه معناداری بین زیرمقیاسهای الگوهای ارتباطی و زیرمقیاسهای اعتماد زناشویی و همچنین کل میزان اعتماد زناشویی وجود دارد. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد استفاده از فضای مجازی بهصورت غیرمستقیم و از طریق الگوهای ارتباطی که زوجین در زندگی مشترک خود انتخاب میکنند با اعتماد زناشویی در ارتباط است و درواقع کاهش یا افزایش اعتماد در بین کاربران متأهل فضای مجازی، از تبعات نوع الگوهای ارتباطی انتخابی زن و شوهر است. نتایج این مطالعه در راستای کاهش آسیبهای اجتماعی فضای مجازی، بر سیاستهای پیشگیرانه مبتنی بر ارتقاء الگوهای مثبت ارتباطی زنوشوهری از طریق آموزش تأکید دارد.